عظمت غدیر(1)

سخن گفتن از عظمت و شکوه غدیر، کارى نیست که از عهده هرکس برآید. پرداختن به موضوع پراهمیتى چون غدیر، تنها از کسانى شایسته است که این حماسه جاوید تاریخ و نقطه عطف نبوت و امامت را آفریدند.
غدیر به اراده الهى صورت گرفت، با خطاب (یاایهاالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک
پیامبر مامور تحقق عینى غدیر شد و على(ع)را به عنوان ولى امر، به جهانیان معرفى کرد:
«من کنت مولاه فعلى مولاه.»
پس از این معرفى شکوهمند، خداوند فرمود: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا
حادثه غدیر بیانگر ارزشهاى مذکور است و روز غدیر ظرف زمانى ابلاغ آن. در باره این واقعه بزرگ، عنان قلم به محور اصلى آن،على بن ابى طالب(ع)مى سپاریم و به بازخوانى خطبه «غدیریه » آن حضرت مى پردازیم.
روز بیان اراده خدا و روز ابلاغ
«فانزل الله على نبیه فى یوم الدوح مابین به عن ارادته فى خلصائه و ذى اجتبائه و امره بالبلاغ.»
خداوند در روز درختان تنومند، آنچه بیانگر اراده اش در باره بندگان خالص و برگزیده اش بود، بر پیامبرش نازل کرد و به وى دستور داد آن را ابلاغ کند.
واژه «دوح » جمع دوحه به معناى درختان تنومند و بزرگ است. این سخن درحقیقت بیانگر نشانه هاى جغرافیایى و تاریخى غدیر است که مى فرماید: آن روز زیر درختان تنومند، آیاتى نازل شد که مبین اراده خدا براى بندگان خالص، مخلص و برگزیده است. آن روز که روز هجدهم ذى الحجه بود. جبرئیل فرود آمد و آیه(یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک)(اى پیامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، به مردم برسان.)را بر پیامبر(ع)نازل کرد و آن حضرت را مامور ساخت آنچه را بین خدا و پیامبر(ص)وجودداشت(ولایت على(ع » ، به مردم ابلاغ کند.
از عبارت «بلغ ما انزل الیک » معلوم مى شود پیش از آن «ولى امر» تعیین شده بود و آن روز تنها ظرف معرفى و ابلاغ بود; ونیز روشن مى شود خدا «ولى » را نصب مى کند و پیامبر(ص)تنها به معرفى او مى پردازد.
روز بزرگ، روز گشایش، روز تکامل…
«ان هذا یوم عظیم الشان، فیه وقع الفرج و رفعت الدرج و وضحت الحجج.»
این روز، روزى بسیار با عظمت است. در این روز گشایش حاصل شد،نردبان تکامل نصب و حجت ها آشکار گردید.
عظمت روز غدیر، بدان جهت است که ظرف ظهور اراده خدا و زمان ابلاغ مهمترین پیام الهى است; پیامى که ابلاغ نشدنش، رسالت راناتمام مى گذارد; «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته »
روزى است که گشایش و فرج براى اسلامیان حاصل شد و آنان که نگران سرنوشت امت اسلام پس از پیامبر(ص)بودند، نگرانیشان برطرف گردید. روزى که نردبان تکامل افراشته شد. با طرح مساله امامت و معرفى على(ع)به عنوان ولى امر، دین به کمال لازم رسید وبرهمگان اتمام حجت شد.
روز پرده بردارى از مقام امامت
«هذا یوم الایضاح و الافصاح عن المقام الصراح.»
این روز، روز اظهار و پرده برداشتن از جایگاه پاکى وپیراستگى است.
«افصاح » به معناى اظهار کردن و مرادف با «ایضاح » است. صراحت به معناى خالص بودن چیزى از تعلقات است و سخن صریح همان است که خالص از اضمار و تاویل باشد.
اما مقام «صراح » یعنى جایگاه پاکى و پیراستگى، و منظور ازآن، مقام عصمت و امامت است که روز غدیر از آن پرده بردارى شد وامام برهمگان مشخص گردید تا دیگر بهانه اى براى منافقان ودورویان باقى نماند و نگویند: پیامبر کسى را معرفى نکرده است.
روز کامل شدن دین
«ویوم کمال الدین.»
غدیر، روزى است که دین خدا کامل شد.
کارى که در این روز انجام شد، چنان از اهمیت برخوردار است که حق تعالى در شان آن فرمود:(الیوم اکملت لکم دینکم.) کارى که نه تنها مرحله نهایى دین مرضى بود بلکه انجام نیافتنش، تبلیغ نکردن اصل رسالت شمرده مى شد; «فان لم تفعل… »
از این روى، خود على(ع)نیز در جاى دیگر فرمود:
«وکمل الله دینه.» خدا دینش را تکمیل کرد.
روز پیمان بستن
«ویوم العهد المعهود.»
این روز، روز پیمان شناخته شده است.
پیامبر(ص)در روز غدیر از مردم در باره سزاوارتر بودن خودچنین اعتراف گرفت:
«یاایهاالناس من اولى بالمومنین من انفسهم؟ قالوا الله ورسوله اعلم، قال ان الله مولاى و انا مولى المومنین و انا اولى بهم من انفسهم.»
اى مردم! چه کسى نسبت به مومنان از خودشان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و پیامبرش داناترند. فرمود: خدا مولاى من است و من مولاى مومنانم و از آنها به خودشان سزاوارترم.
آنگاه از آنان این گونه پیمان گرفت:
«فمن کنت مولاه فعلى مولاه.»
پس هرکس من مولاى اویم، على مولاى اوست.
این بخش از سخن علوى ممکن است اشاره به عهدى باشد که در آغازآفرینش گرفته شد:
«و اخذ ربک من بنى آدم من ظهور هم ذریتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربکم قالوا بلى.»
به خاطر بیاور زمانى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم،ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه خویش ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى.
بدین سبب، در دعاى غدیر از کلام علوى مى خوانیم:
«وجددت لنا عهدک و ذکرتنا میثاقک الماخوذ منا، فى ابتداءخلقک ایانا»
امروز عهدت را براى ما تجدید کردى و میثاقى که در آغاز خلقت از ما گرفتى، دوباره یادآورى کردى.
روز شهود و حضور
«یوم الشاهد و المشهود.»
روز غدیر، روز شاهد و مشهود است.
این تعبیرى است که قرآن کریم در باره قیامت به کار برده است:(والیوم الموعود و شاهد و مشهود); سوگند به روز موعود، سوگند به شاهد و مشهود.
شاهد و مشهود در باره روز قیامت بدین معناست که شاهد پیامبرو مشهود قیامت است. شاهد انسانها و مشهود اعمال آنان است. شاهدملائکه و مشهود قرآن است شاهد پیامبر و مشهود على است.
به کار بردن این تعبیر درباره روز غدیر نیز مفید همین است که پیامبر شاهد و على مشهود است. پیامبر(ص)شهادت به ولایت على(ع)داد و انسانها و فرشتگان بر این امر گواهى دادند. تاریخ نیز گواهى داد که گروهى براى نایل شدن على(ع)به مقام ولایت بدوتبریک و تهنیت گفتند; اگرچه پس از اندکى آن را نادیده انگاشتند.
روز روشن شدن قرارها از دو رویى ها
«یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود.»
روز جدا شدن قرارهاى واقعى از درویى و انکار باطنى.
غدیر، روزى است که خط حق از جریان نفاق مشخص شد. روزى که باعث شد حامیان واقعى از مدعیان دروغین جدا شوند. على(ع)فرمود:
«وکشف خبایا اهل الریب و ضمائر اهل الارتداد، وقع الاذعان من طائفه باللسان دون حقائق الایمان و من طائفه باللسان و صدق الایمان.»
پنهانى هاى اهل شک و مخفى کارى اهل ارتداد آشکار شد. در آن روز، برخى تنها به زبان گواهى دادند و در دل نپذیرفتند; و برخى دیگر به زبان اقرار کردند و بدان معتقد شدند.
روز بیان حقایق
«ویوم البیان عن حقائق الایمان.»
روزى که حقیقت ایمان بیان گردید.
کسانى که تا آن روز ادعاى ایمان به خدا و اطاعت ازپیامبر(ص)داشتند، با معرفى على(ع)بدانها گفته شد: اگر مومن واقعى هستید، باید بدین امر نیز ایمان داشته باشید; چرا که پذیرش ولایت على(ع)و گردن نهادن برآن، مصداق اتم و بارز اطاعت ازخدا و رسول است. خداوند مى فرماید:
(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول.
از خدا و پیامبر پیروى کنید.
روز راندن شیطان
«یوم دحرالشیطان.»
روز راندن شیطان است.
«دحر» بر وزن دهر به معناى راندن است در روز غدیر، با کامل شدن دین، شیطان نیز باردیگر رانده شد. شیطان از دین کامل و حقیقت ایمان دل خوشى ندارد. او دوست داشت دین نا تمام و ابتر بماند و به کفار وعده مى داد با مرگ محمد(ص) نفس راحتى مى کشند. با واقعه غدیر وسوسه ها و نقشه ها، نقش برآب شد و همان گونه که کافران مایوس و نومید شدند، شیطان نیزمایوس و رانده شد.
امام رضا(ع)نیز فرمود:
«یوم مرغمه الشیطان.»
غدیر روز به خاک مالیدن بینى شیطان است.
روز برهان
«یوم البرهان.»
قرآن کریم یهود و نصارى را که مدعى انحصار بهشت بودند ومى گفتند: «لن یدخل الجنه الا من کان هودا او نصارى » ; هیچ کس داخل بهشت نمى شود مگر این که یهودى و یا نصرانى باشد. محکوم کرده، آنها را به استدلال فرا مى خواند: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین » بگو: اگر شما راست مى گویید، دلیلتان را بیاورید.
روز غدیر دلیل حقانیت اهل ولایت و رهروان امامت است; دلیل وبرهانى که تاریخ گواه آن است، دلیل ما(اهل ولاء)آن واقعه باشکوه است و دیگران اگر مدعى اند و راست مى گویند، باید دلیل اقامه کرده و برهان بیاورند.
روز داورى
«هذا یوم الفصل الذى کنتم توعدون.»
امروز، روز جدایى است که به شما وعده داده شده است.
روز غدیر، روز جدایى حق از باطل است درحقیقت تشبیه غدیر به قیامت است; به عبارت صحیح تر تاویلى از آن است خداوند در باره قیامت مى فرماید:
«هذا یومکم الذى کنتم توعدون.» امروز همان روز موعودشماست.
«هذا یوم الفصل الذى کنتم به تکذبون.»
امروز همان روز جدایى است که آن را دروغ مى پنداشتید.
در این تشبیه و تاویل دو نکته وجود دارد:
1- همان گونه که در روز قیامت حق از باطل جدا مى شود، در روزغدیر نیز فرقه ناجیه که مومنان به ولایتند و در صراط مستقیم قرار دارند. از دیگر فرقه ها جدا مى شود.
2- همان گونه که کفار و مشرکان انتظار وقوع قیامت نداشتند وآن را تحقق ناپذیر مى پنداشتند، دشمنان ولایت نیز انتظار چنین روزى نداشتند و تصور نمى کردند خداوند جانشینى براى پیامبر(ص)تعیین کند.
روز فرشتگان
«هذا یوم الملاء الاعلى الذى انتم عنه معرضون.»
امروز، روز فرشتگان والا مقام است که شما از آن روى گردانید.
این فقره از خطبه، برگرفته از سخن خداوند است که فرمود:(لایسمعون الى الملاء الاعلى)آنها نمى توانند به(سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند.
به کار بردن این تعبیر بیانگر آن است که در این روز فرشتگان خدا، به امر الهى، فرود آمدند و چنین ماموریتى را براى پیامبر(ص)آوردند. پس از آن نیز، طبق روایت رضوى، در عالم فرشتگان محفل انس برگزار شد. امام رضا(ع)فرمود: «وهو الیوم الذى یامر جبرئیل ان ینصب کرسى کرامه بازاء بیت المعمور ویصعده جبرئیل و تجتمع الیه الملائکه من جمیع السموات.»
و امروز، روزى است که جبرئیل فرمان مى دهد تادر مقابل بیت المعمور کرسى کرامت گذارده شود. و او برآن صعود مى کند وفرشتگان پیرامونش گرد مى آیند.
و نیز فرمود:
«ان یوم الغدیر فى السماء اشهر منه فى الارض »
روز غدیر، درآسمان اززمین مشهورتر است.
روز رهنمون
«هذا یوم الارشاد.»
امروز، روز راهنمایى است.
غدیر روزى است که خداوند به وسیله پیامبر(ص)مردم را به مسیرآینده شان راهنمایى کرد، حقایق را گفت و ولى امر را معرفى کرد. پیامبر(ص)در پایان سخنانش چنین دعا کرد:
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، واحب من احبه وابغض من ابغضه.»
خدایا! دوستان على(ع)را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار. محبوب بدار آن که او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن که او رامبغوض دارد.
پیامبر(ص)بااین دعا راه ولایت و مسیر حب و بغض مردم را مشخص فرمود.
روز آزمون
«و یوم محنه العباد.»
و روز آزمون بندگان است.
محنت به معناى آزمون است و غدیر روز آزمایش بندگان. روزى که خداوند ولى و پذیرش ولایتش را وسیله آزمون انسانها قرار داد. هرکه آن را پذیرفت و بدان پاى بند بود، از بوته آزمایش سرافرازبرون آمد و هر که آن را رد کرد، باناکامى و خسران رو به رو شد;زیرا نفى ولایت در حقیقت رها کردن رسالت و ترک توحید است.
روز پیشاهنگان
«یوم الدلیل على الرواد.»
«رواد» جمع رائد به معناى پیش قراول است. امام فرمود: غدیرروز دلیل بر رواد است. على(ع) که خود از پیشگامان در ایمان واسلام است. این روز و این واقعه را از فضایل خود مى شمارد ومى گوید: روز غدیر دلیلى است بر شناخت پیشگامان، پیشگام دراسلام، پیشگام درایمان به رسالت، پیشگام در فضایل و بالاخره پیشگام در امامت.
روز هویدا شدن نهانها
«هذا یوم ابدى خفایا الصدور و مضمرات الامور.»
روزى است که پنهانیهاى قلوب و نادیدنى ها را آشکار کرد.
در این بخش از خطبه، دو احتمال وجود دارد; یکى گوشزد کردن مجدد جریان نفاق، دو رویى و پنهانیهاى مذموم و دیگر آشکار شدن اسرار و پنهانیهاى ممدوح. یعنى روزى که خداوند راز میان خود وپیامبرش را آشکار کرد. در آن روز پیامبر(ص)سرى را که خداوند دردرون قلبش به ودیعت نهاده بود و از افشاى آن بیمناک بود، آشکارکرد.
روز شناسایى خاصان
«هذایوم النصوص على اهل الخصوص.»
روزى که به صراحت به معرفى خاصان اقدام شد.
پیامبر مکرم اسلام(ص)، از آغاز بعثت تا حجه الوداع، بارها بااشاره و کنایه به معرفى على(ع)پرداخته بود. درجریان غدیر، بدون هیچ پرده پوشى و به دور از هرگونه کنایه و اشاره، با صراحت تمام به معرفى على(ع)به عنوان ولى امر پرداخت و راه هرگونه توجیه را بست; چرا که فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه »
از این رو، امام فرمود: غدیر روز تنصیص است. روز معرفى خاصان(مخصوصان به امامت)با سخن صریح است.
روز انبیا و اوصیا
«هذا یوم شیث، هذا یوم ادریس و هذا یوم یوشع و هذا یوم شمعون.»
امروز، روز شیث، ادریس، یوشع و شمعون است.
دراین بخش از سخن امام، به تعلق غدیر به برخى از انبیا واوصیا چون ادریس، شیث، یوشع و شمعون اشاره شده است. در خصوص ادریس، قرآن وى را پیامبر معرفى مى کند:(واذکرفى الکتاب ادریس انه کان صدیقا نبیا); در این کتاب از ادریس یاد آر که اوپیامبرى صدیق است.
شیث بنا به نقل تاریخ، وصى حضرت آدم(ع)بوده، یوشع جانشین حضرت موسى(ع)و شمعون جانشین حضرت عیسى(ع).
امام صادق(ع)در روایتى روز غدیر را متعلق به آدم(پذیرش توبه)، ابراهیم (نجات از آتش)، هارون(جانشینى حضرت موسى)وعیسى:(عروج یا…)مى داند.
گویا روز غدیر یادآور نقاط حساس نبوت انبیا و وصایت آنهااست. از این رو، پیامبر اسلام(ص)نیز در این روز به معرفى على(ع)مبادرت فرمود.
روز آسایش و آسودگى
«هذا یوم الامن و المامون.»
قبل از واقعه غدیر، نگرانیهایى درباره آینده اسلام وجود داشت و حتى پیامبر(ص) نیز این نگرانى را ابراز مى کرد; براى نمونه،درحدیث ثقلین و خطبه حجه الوداع فرمود: «فانظروا کیف تخلفونى فى الثقلین » ; تامل کنید که چگونه پس از من با ثقلین(قرآن وعترت)برخورد مى کنید؟
اما پس از جریان غدیر این نگرانى به شادى مبدل مى شود: «الله اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمه و رضى الرب برسالتى والولایه لعلى من بعدى.»
خدا بزرگ است. همان خدایى که آیین خود را کامل و نعمت خود رابر ما تمام کرد و از نبوت و رسالت و ولایت على راضى و خشنودگشت.
على(ع)نیز در همین خطبه فرمود:
«واقر عین نبیه و المومنین و التابعین.»
چشم پیامبر و مومنان و پیروان را روشن کرد.
افزون بر این، در همان روز آسایش و امنیت پیامبر را تضمین کرد و فرمود: «والله یعصمک من الناس »
على(ع)نیز فرمود: «وضمن له عصمته منهم »
پس از این جهت نیز غدیر روز آسودگى است.
روز گنج پنهان
«هذا یوم اظهار المصون من المکنون.»
غدیر روزى است که آنچه در پنهان نگهدارى مى شد(ولایت)، آشکارگردید.
تعبیر «المصون من المکنون » بیانگر آن است که حادثه غدیر یک برنامه آنى نبوده، پیش از فرا رسیدن این برهه از زمان، درمکنون(صندوق علم الهى)محفوظ بوده است. خداوند آن را بر پیامبرش نازل و در سینه وى به ودیعت نهاد. این امر نهانى سرانجام درغدیر آشکار شد.
روز آشکار شدن رازها
«هذا یوم ابلاء السرائر.»
امروز، روز فاش شدن رازهاست.
این کلمات تعبیر دیگرى از همان چیزى است که قبلا بیان شده بود. در حقیقت امام باتوجه به اهمیت این اعلان و اعلام، آن را به چند گونه بیان کرده است: یک بار فرمود: «یوم الایضاح » ; باردیگر فرمود: «یوم ابدى خفایاء لصدور» ; درمرتبه سوم گفت: «اظهار المصون » ، و بالاخره در آخر بیان داشت که: «ابلاءالسرائر» روزى که اسرار درون اعم از کفر و ایمان، بغض و حب،شر و خیر، ریا و اخلاص و… آشکار شد.
این تعیبر نیز برگرفته از وصف قیامت در قرآن است که فرمود:(یوم تبلى السرائر)
در آن روز(قیامت)اسرار آشکار مى شود.
تشبیه روز غدیر با روز قیامت، مى تواند نشان دهنده این باشدکه غدیر نیز چون قیامت اعلان پایان یک دوره و آغاز دوره اى دیگراست. پایان دوره اى از ارشاد(نبوت) و آغاز دوره اى دیگر(امامت).
ادامه دارد.

غدیر و فلسفه سیاسى اسلام

فارغ از هر دو جهانم به گل روى على(ع) از خم دوست جوانم به خم موى على طى کنم عرصه ملک و ملکوت‏از پى دوست یاد آرم به خرابات چو ابروى على(ع) (1)
پیشگفتار
با نگاه به پیشینه حیات بشرى، «خانواده‏» و «قبیله‏» نخستین گروههاى اجتماعى است که در آن نوعى «ریاست‏»، «قانون‏» و «حکومت‏» دیده مى‏شود و سپس از دولتها و نظام حکومتى مى‏توان یاد کرد که در سرزمینهاى گسترده، براى جمعیتى معین، با نظامهاى ادارى و سازمانهاى سیاسى به حکومت پرداخته و نظام اقتصادى جامعه را تحت پوشش خویش قرار داده، و اعمال حاکمیت نموده‏اند.
«رئیس‏»، «رهبر» و «حاکم‏» با نظام ادارى خاص به تشکیل حکومت موفق مى‏گردد. و عاملى که در پذیرش و انتخاب رئیس و حاکم مؤثر است چیزى جز فرهنگ و بینش آن جامعه نیست.
اگر جامعه‏اى بینش مادى را بپذیرد و به اقتصاد آزاد گردن نهد و در مبانى عقیدتى و ایدئولوژیکى از فلسفه لذت و اصالت نفع پیروى کند، حکومتى سرمایه‏دارى شخصى یا دولتى خواهد داشت و اگر از مبانى الهى و قرآنى پیروى نماید، به «حکومت اسلامى‏» و «مدینه فاضله غدیر» دست مى‏یابد.
ما در این گفتار به بررسى اجمالى عنصر اصیل در تشکیل حکومت‏خواهیم پرداخت و با مبانى قرآنى فلسفه سیاسى اسلام آشنا خواهیم شد.
فلسفه سیاسى اسلام
وقتى از «فلسفه سیاسى اسلام‏» سخن به میان مى‏آید، بحث از فلسفه و نوع بینش اسلامى است. و در حقیقت فلسفه سیاسى اسلام، جزئى از نظام فلسفى و جهان‏بینى اسلامى محسوب مى‏گردد.
دانشمندان اسلامى در علومى چند مبانى نظرى و عملى نظام فلسفى اسلام را تبیین کرده‏اند که مى‏توان «فلسفه‏»، «کلام‏»، «عرفان‏»، «اخلاق‏» و «فقه‏» را در این ردیف قرار داد.
فلسفه، کلام و عرفان نظرى، مبانى عقلى و تئوریهاى اسلامى را ارائه مى‏دهند، تئوریهایى که خود علاوه بر عقل از قرآن و سنت اخذ شده‏اند و اگر این دو را از آن حذف کنیم نامیدن عنوان اسلامى بر آن شایسته نیست.
همچنین عرفان عملى، حکمت عملى – سیاست مدن – و فقه اسلامى نیز مبانى عملى فلسفه سیاسى اسلام را تشریح مى‏کنند.
«آراء اهل المدینة الفاضلة‏»، «السیاسة المدینة‏»، «التنبیه على سبل السعادة‏» از فارابى و «سیاسیات شفا» از ابن‏سینا در فلسفه، «الشافى فى الامامة‏» از سید مرتضى، و «تجرید الاعتقاد» از خواجه نصیر الدین طوسى و شروح آن در علم کلام و «فصوص الحکم‏» فارابى و محیى الدین عربى و «مصباح الانس‏» شمس الدین محمد، ابن فنارى از جمله کتبى هستند که مبانى نظرى فلسفه سیاسى اسلام را بیان داشته‏اند.
«طهارة الاعراق‏» ابن‏مسکویه رازى، «اخلاق ناصرى‏» و صدها اثر در فقه اسلامى چون «جواهر الکلام‏» شیخ محمد حسن نجفى و «کتاب البیع‏» حضرت امام خمینى – قدس سره – به اصول عملى فلسفه سیاسى اسلام پرداخته‏اند.
فلسفه سیاسى اسلام به گونه‏اى که مبانى نظرى و عملى آن در کتابى فراهم آمده باشد نگاشته نشده است و هر یک از اصول عقلى و نقلى آن جداگانه مورد بررسى قرار گرفته است و همین امر موجب گشته تا نا آشنایان به علوم اسلامى و گروههایى بسان مستشرقان و غربگرایان از وجود چنین فلسفه‏اى اظهار بى‏اطلاعى نموده و منکر وجود خارجى آن گردند.
ولى ناگفته پیداست که اگر مبانى نظرى آن در کتابى فراهم نشده، ولى اصول عملى آن همواره با صدها و هزاران تالیف مورد بررسى قرار گرفته و به عنوان برنامه زندگى هر یک از افراد جامعه اسلامى به اجرا گذاشته شده است.
البته نباید فراموش کرد که برخى از دانشمندان اسلامى با نوشته‏ها و خطابه‏هاى سیاسى خویش این مبانى را ولو بصورت مختصر و بدون فصل‏بندى و شیوه‏هاى کلاسیک در مجموعه‏اى فراهم ساخته‏اند که از آن جمله‏اند:
العروة الوثقى سید جمال‏الدین اسد آبادى
طبایع الاستبداد عبدالرحمان کواکبى
خطابه‏هاى سیاسى شیخ محمد خیابانى
قانون مشروطه مشروعه سید عبدالحسین لارى
تنبیه الامة و تنزیه الملة میرزا محمدحسین نائینى
عواید الایام مولى احمد نراقى
شؤون اختیارات ولى فقیه حضرت امام خمینى
حکومت اسلامى حضرت امام خمینى
کشف الاسرار حضرت امام خمینى قدس سره
باید خاطر نشان ساخت از آنجاییکه به شیعه جز در موارد معدودى فرصت تشکیل حکومت داده نشده است این علم مانند دیگر علوم اسلامى رشد و بالندگى نداشته است ولى چون برادران اهل سنت زمان بیشترى بر مسند حکومت تکیه نموده‏اند، کتابهایى در این زمینه نگاشته و به آن نظم بیشترى بخشیده‏اند. «الاحکام السلطانیه‏» مارودى از این نوع است.
پیام‏آوران وحى
قرآن کریم پیامبران الهى را به عنوان رهبران جامعه انسانى که از سوى خداوند متعال برگزیده شده‏اند، معرفى مى‏نماید. چنانچه مى‏فرماید:
«کان الناس امة واحدة فبعث الله النبین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه‏». (2)
«مردم گروه واحدى بودند، خدا رسولان را فرستاد که نیکان را بشارت دهند و بدان را بترسانند و با آنها کتابى به راستى فرستاد تا تنها دین خدا به عدالت در موارد نزاع مردم حکم فرما باشد.»
محور وحدت امت اسلامى
با همه اختلافاتى که در تعریف جامعه از سوى جامعه‏شناسان روى داده است. ضابطه «حکومت واحد و استقلال سیاسى‏» براى وحدت یک جامعه، با ارزش و معتبر تلقى شده است.
و از آنجاییکه قرآن کریم این حکومت و استقلال سیاسى را از آن پیامبران خدا مى‏داند، همواره حاکمان زر و زور و تزویر با آنان به مقابله برخاسته‏اند. در عصر نبوى – صلى الله علیه و آله – مخالفت قریش و مشرکان عربستان، و در عصر علوى، مخالفت معاویه و اصحاب جمل و نهروان و در عصر حسنین – علیهما السلام – مخالفت زمامداران و سیاست‏بازان اموى با دین و اسلام تضعیف دین را به همراه داشت. معاویه و خلفایى بسان او با تکیه بر خلافت اسلامى، سلطنت استبدادى خویش را پیش مى‏بردند و چون توان آن را نداشتند که با صراحت‏با دین اسلام به مقابله برخیزند، با منع تدوین حدیث و سب اهل بیت عصمت و طهارت به مخالفت‏با اسلام پرداختند. حال آنکه ولاء اهل بیت از سوى پیامبر – صلى الله علیه و آله – سفارش شده بود و این خاص مکتب تشیع نبود. و بزرگان اهل سنت نیز به آن اشاره کرده‏اند. چنانکه امام شافعى گوید:
«یا آل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فى القرآن انزله یکفیکم من عظیم الفخر انکم من لم یصل علیکم لا صلاة له‏» (3)
«اى اهل بیت رسول خدا – صلى الله علیه و آله – دوستى شما فریضه‏اى است از جانب خداوند که در قرآن آن را فرود آورده است. از فخر بزرگ، شما را این بس که درود بر شما جزء نماز است و هر کس بر شما درود نفرستد نمازش باطل مى‏گردد».
همچنین فخر رازى از زمخشرى نقل مى‏کند که پیامبر خدا(ص) فرمود:
«من مات على حب آل محمد مات شهیدا، الا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا له، و من مات على حب آل محمد مات تائبا، الا و من مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان…» (4)
«هر کس که بر دوستى آل محمد مرد، شهید مرده است، هر کى که بر دوستى آل محمد مرد، آمرزیده مرده است، هر کس بر دوستى آل محمد مرد، مؤمن و کامل ایمان مرده است…»
روش تضعیف دین براى از بین بردن حقوق پیامبران الهى خاص عصر رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – و حضرت امیرالمؤمنین على – علیه السلام – نبود بلکه همواره حاکمان مستبد و ستم پیشه با این روش به حکومت‏خود استمرار بخشیده‏اند.
غدیر و فلسفه سیاسى اسلام
خداوند متعال به عنوان تنها قانونگذارى که با شناخت کامل انسان – مخلوق خویش – پیامبران الهى را بسوى مردم فرستاد تا «دین خدا» و برنامه‏هاى سعادت‏بخش آن را به انسان ابلاغ نمایند (5) براى تداوم رهبرى الهى امت اسلامى نیز امامانى انتخاب فرمود و بوسیله رسول خویش به مردم شناساند تا پس از وى رهبرى او را گردن نهند.
در فسلفه سیاسى اسلام چند مساله به عنوان اصل شناخته شده‏اند:
1 – اهمیت زندگى اجتماعى
2 – ضرورت وجود قانون
3 – واضع قانون
4 – مجرى قانون
اهمیت زندگى اجتماعى و ضرورت قانون براى اداره جامعه از جمله امور بدیهى است که تمامى انسانها بر آن واقفند. مساله‏اى که نظامهاى فلسفى را دچار اختلاف کرده و بعضى از آنان را به انحراف کشانده، اصل قانون‏گذارى براى اداره نظام اجتماعى است.
هر چند خود بشر به نقصان خویش در قانون‏گذارى واقف است (6) لیکن همواره بر آن اصرار ورزیده و با حکومتهاى ناپایدار خویش انسانها را از سعادت حقیقى و هدف زندگى دور ساخته و در منجلاب شهوات فرو برده است.
از آنجاییکه انسان موجودى داراى ابعاد گوناگون است و در صدد تکامل و سعادت جاودانى، و هر چند ازلى نیست، موجودى ابدى است و باید در این دنیا سعادت اخروى خویش را تامین کند. قانونگذارى باید براى وى تعیین برنامه نماید که شناخت کامل از انسان داشته باشد و با بى‏نیازى و بى‏غرضى که در خویش دارد، قوانین را بر وفق سعادت و خوشبختى انسان وضع نماید. چنین کسى جز خداوند متعال نیست.
«مجرى قانون‏» نیز باید کسى باشد که علاوه بر آگاهى به قانون بر تمایلات خویش مسلط باشد و با شجاعت و حسن مدیریتى که دارد در جامعه، حکومت‏بپا دارد و جلو تخلفات را گرفته و از بروز هرج و مرج و پایمال شدن حقوق ضعیفان جلوگیرى نماید. این شخص جز فرد معصوم کسى دیگر نیست. که از دیدگاه مسلمانان حضرت رسول اکرم – صلى الله علیه و آله و سلم – است و از نظر شیعه امامیه، دوازده امام معصوم – علیهم السلام – نیز در این ردیف قرار دارند. و در صورت عدم معصوم و غیبت وى، بنا بر دستورى که از جانب پیشوایان دینى صادر گشته، دین‏شناسان متعهد – فقیهان با تقوا – این مسؤولیت‏خطیر را بر عهده دارند.
حدیث غدیر
در قرآن کریم آیات بسیارى در باره حضرت مولى الموحدین امیرالمؤمنین على- علیه السلام – نازل شده است که بزرگ داشنمندان شیعه و اهل سنت در کتب تفسیر و شان نزول آیات به آنها اشاره نموده‏اند.
آیه «تبلیغ‏» از جمله آیاتى است که داستان غدیر را جاودانه نموده است. این آیه روز هجدهم ذى‏الحجه سال دهم هجرت، بر رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – فرود آمد. زمانى که پیامبر بزرگوار اسلام به غدیر خم رسیده بود. پیشروان کاروان یکصد هزار نفرى را فرمود تا آنانکه از آن نقطه دور شده‏اند، بازگردانند و منتظر کسانى باشند که از پى مى‏آیند. آنگاه به ابلاغ فرمان الهى پرداخت.
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس‏». (7)
«اى پیامبر [صلى الله علیه و آله] به مسلمانان ابلاغ کن، آنچه را که بسوى تو نازل گردیده و اگر چنین نکنى، پس سالت‏حق را بجا نیاورده‏اى و خداوند تو را از – دشمنى – مردم نگاه مى‏دارد». حضرت علامه مجاهد آیة الله امینى – قدس سره – در کتاب بزرگ الغدیر نام سى(30) تن از دانشمندان اهل سنت را نام مى‏برد که شان نزول آیه را در مورد حضرت على – علیه السلام – مى‏دانند. (8)
آیه «اکمال دین‏» از دیگر آیاتى است که در قرآن کریم آمده، و نزول آن پس از تعیین حضرت على – علیه السلام – به مقام امامت مى‏باشد. زمانیکه خطبه غدیر به پایان رسیده است.
«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا» (9) «امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت‏خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را براى شما دین پسندیده قرار دادم.»
علامه امینى مى‏فرماید:
متجاوز از بیست تن از دانشمندان اهل سنت – از مفسرین و متکلمین – به نزول آیه اکمال دین در غدیر اشاره نموده‏اند. (10)
آیه ولایت (12) و سوره هل اتى در باره حضرت امیرالمؤمنین على – علیه السلام – نازل گشته و دهها دانشمند از بزرگان اهل سنت‏بر این امر اعتراف کرده‏اند. (13)
علامه امینى در کتاب خویش تحت عنوان، «الغدیر فى الکتاب العزیز» در باره آیات نازله در مورد واقعه غدیر مى‏فرماید:
«خداوند متعال خواست این حدیث همواره تازه ماند و شب و روز آن را کهنه نسازد و دستخوش گذشت زمان نگردد، از اینرو آیاتى درخشان و آشکار در اطراف آن نازل کرد و امت اسلام هر بامداد و شبانگاه آنها را مى‏خوانند».
گویا پروردگار هستى هر بار که یکى از این آیات تلاوت مى‏شود، نظر خواننده را جلب مى‏کند و در روان وى نقشى مى‏نهد و به آنچه که واجب است وى در باره خلافت کبراى الهى ایمان آورد، در گوش او فرو مى‏خواند. از این آیات است: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک…» (14)
همچنین احادیث نبوى(ص) این واقعه را تاکید کردند، احادیثى چون:
– حدیث منزلت
– حدیث ثقلین
– حدیث على مع الحق و الحق معلى على
– حدیث على مع القرآن و القرآن معه
– حدیث ان علیا اول من اسلم و آمن و صلى
– حدیث رد الشمس
– حدیث‏سد الابواب
و …
آنچه که در باره «حدیث غدیر» – من کنت مولاه فهذا على مولاه – مهم است چیست؟
آیا چیزى جز مساله ولایت و امامت پس از رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – است؟ این حدیثى که به تواتر آن را اهل سنت و شیعه نقل کرده‏اند، به این نکته اشاره دارد که فلسفه ارسال رسل با اصل امامت تداوم مى‏یابد. همواره باید در میان امت اسلامى کسى باشد که از سوى خدا راهنمایى بشر را بر عهده گرفته باشد و این امر چنان بزرگ است که عدم ابلاغ آن از سوى رسول اعظم الهى تمام تلاشهاى طاقت‏فرساى‏23 سال رسالتش را از بین مى‏برد ولذا آن حضرت در جمع بزرگ کاروانیان حج مساله ولایت و امامت‏حضرت على – علیه السلام – را ابلاغ مى‏نماید و پس از آن آیه اکمال دین نازل مى‏گردد.
رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – علاوه بر جایگاه تکوینى داراى شؤون متعددى بود که مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
1 – بیان احکام و دستورات الهى
2 – منصب قضا
3 – ریاست عامه مسلمین
شیعه معتقد است پس از پیامبر این شؤون به امام منتقل مى‏گردد. تا فلسفه ارسال رسل با اصل امامت تداوم یابد. از اینرو مساله امامت‏به ریاست عامه اکفتا نمى‏کند، بلکه به معنى مرجع دینى مطرح است.
اهل سنت و تمامى مردم جهان بر این امر واقفند که جامعه به رهبر نیاز دارد و هر جامعه‏اى باید پیشوایى داشته باشد که همه از وى اطاعت نمایند. ولى شیعه مساله امامت را خیلى عمیق‏تر از این مطرح مى‏کند. وى قائل است پیامبر از جانب خدا امام بعد از خویش را به امت اسلامى معرفى کرد و هر امام، پیشواى بعد از خود را مشخص مى‏کند و آنان نه تنها به معنى رهبرى جامعه اسلامى، بلکه به عنوان وصى پیامبر، علومى را که بر آنان افاضه گردیده به مردم ابلاغ مى‏نمایند و مرجع دینى و کارشناس اسلام پس از رسول خدایند و چون رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – بر ضمائر دلها آگاهى دارند و بسان یک روح کلى بر همه روحها محیط مى‏باشند. (15) و همانند پیامبر داراى مقام عصمت هستند و از لغزش مصون مى‏باشند.
ویژگى‏هاى سه‏گانه امام در تفکر شیعى موجب گشته تا اصل امامت نیز بسان اصل نبوت در ردیف اصول اعتقادات قرار گیرد و گر نه تعریف اهل سنت از امام و حاکم اسلامى و – تعاریف دیگر مکاتب سیاسى در مورد رهبرى جامعه، هرگز وى را در جایگاه رفیع اصول قرار نمى‏دهد بلکه شایسته است در فروع احکام دینى و مسائل فقهى از آن گفتگو شود.
لذا وقتى مصلح نستوه حضرت علامه امینى – قدس سره – در کتاب گرانقدر «الغدیر» در پى اسناد حدیث غدیر است و به ذکر نام یکصد و ده تن صحابى و هشتاد و چهار تابعى مى‏پردازد که این حدیث‏شریف را نقل کرده‏اند و سیصد و شصت تن از دانشمندان اسلامى از قرن دوم تا چهاردهم را نام مى‏برد که به نقل این حدیث توفیق یافته‏اند. در پى احیاء مدینه غدیر است تا اصل امامت دیگر بار امت اسلامى را جانى تازه بخشد. و معتقد است‏حوزه‏هاى علمیه شیعه بایستى درسى تحت عنوان «ولایت‏» داشته باشند. (16) تا مسائل فلسفه سیاسى اسلام رشد یابد و تعالى پذیرد و در جامعه تاثیر گذارد.
هر چند آن بزرگ مصلح، خود سیماى مدینه غدیر را در ایران اسلامى مشاهده نکرد، لیک اشارات حکیمانه وى به سوى امام غدیر و پیشواى مسلمین در عصر خویش خالى از لطف نیست. آن بزرگ مجاهد مدینه غدیر مى‏فرمود:
«دیگران غاصبند و این مقام حق مسلم آن فریادگر است.» (17)
و در جاى دیگر به صراحت هر چه تمامتر ندا برداشت:
«الامام الخمینى ذخیرة الله للشیعه‏» (18) امام خمینى ذخیره خدا براى جهان تشیع است.
او شاگردانى بسان حضرت نواب صفوى را تربیت نمود تا حکومت علوى را فریاد زنند و با گامهاى الهى خویش پایه‏هاى حکومت غاصبان را به لرزه افکنند.
علامه امینى با تالیف «الغدیر» خاطرات عصر نبوى را تجدید نمود، عصرى که سرورى از آن امت قرآنى بود و رسول اکرم – صلى الله علیه و آله – رهبرى آن را بر عهده داشت.
امینى، احیاگر «الغدیر» جلوه‏هاى شوکت و عظمت امت اسلامى را در خاطره‏ها زنده کرد و اصل اصیل و محور حکومت قرآنى، جریان غدیر خم را یادآور گردید.
وى در عصرى زندگى مى‏کند که شکست دولت عثمانى روى داده است، شکستى که اگر «اصل غدیر» و رهبرى امت آنگونه که پیامبر(ص) اسلام و قرآن کریم فرموده، اجرا مى‏گردید، روى نمى‏داد و انگلیس را جرات آن نبود که عراق را جزء مستعمرات خویش درآورد.
در عصر امینى هنوز «غدیر و اصل امامت و ولایت‏» به درستى تبیین نشده است. برخى از فقهاء و کارشناسان دینى از تالیف و تدریس احکام سیاسى و حکومتى دست‏شسته‏اند و عهده‏دار شدن امر قضاوت و اجراى حدود و دیات و جلوگیرى از ستم ظالمان و اقامه عدل را هر چند در محدوده وظایف کارشناسان متعهد مى‏دانند لیکن به اصل تشکیل حکومت عقیده‏مند نیستند و مساله ولایت فقیه را که از اصول مسلم فقه شیعى است در برخى فروع و احکام محدود ساخته‏اند.
در همین زمان حضرت امام خمینى – سلام الله علیه – با ژرف‏نگرى خاص به تدریس حکومت اسلامى پرداخته و منصب ولایت فقیه را که در امتداد فلسفه امامت جاى دارد عنوان نموده و این اصل را که از اصول به فروع تنزل کرده بود، به جایگاه خود بازمى‏گرداند.
پس از انقلاب اسلامى تئورى ولایت فقیه در جامعه به صورت فراگیر در جهان شیعه و حوزه‏هاى علمیه مطرح مى‏شود. مردم به پیروى از رهبر و امام خویش با انقلاب اسلامى فرزند على – علیه السلام – را به حکومت‏بر مى‏گزینند و مدینه فاضله قرآنى و شهر آرمانى غدیر بعد از گذشت‏سالیانى طولانى عینیت مى‏یابد.
حضرت امام – قدس سره – با الهام از بینش قرآنى و پیام غدیر، ولایت فقیه را اینگونه بیان مى‏دارند:
«اسلام بنیانگذار حکومتى است که در آن نه شیوه استبداد حاکم است که آراء و تمایلات نفسانى یک تن را بر سراسر جامعه تحمیل کند و نه شیوه مشروطه و جمهورى، که متکى بر قوانینى باشد که گروهى از افراد جامعه براى تمامى آن وضع کنند، بلکه «حکومت اسلامى‏» نظامى است ملهم و منبعث از وحى الهى که در تمام زمینه‏ها از قانون الهى مدد مى‏گیرد و هیچ یک از زمامداران و سرپرستان امور جامعه را حق استبداد راى نیست. تمام برنامه‏هایى که در زمینه زمامدارى جامعه و شؤون و لوازم آن جهت رفع نیازهاى مردم به اجرا در مى‏آید، باید بر اساس قوانین الهى باشد. این اصل کلى حتى در مورد اطاعت از زمامداران و متصدیان امر حکومت نیز جارى و سارى است.»
بلى، این نکته را بیفزائیم که حاکم جامعه اسلامى مى‏تواند در موضوعات، بنا بر مصالح کلى مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه حکومت‏خود عمل کند، این اختیار هرگز استبداد به راى نیست، بلکه در این امر مصلحت اسلام و مسلمین منظور شده است. پس، اندیشه حاکم جامعه اسلامى نیز همچون عمل او تابع مصالح اسلام و مسلمین است.
احکام اسلامى، اعم از قوانین اقتصادى و سیاسى و حقوقى تا روز قیامت‏باقى و لازم الاجرا است. هیچ یک از احکام الهى نسخ نشده و از بین نرفته است. این بقا و دوام همیشگى احکام، نظامى را ایجاب مى‏کند که اعتبار و سیادت این احکام را تضمین کرده، عهده‏دار اجراى آنها شود، چه اجراى احکام الهى جز از رهگذر برپایى حکومت اسلامى امکان‏پذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلما به سوى هرج و مرج رفته، اختلال و بى‏نظمى بر همه امور آن مستولى خواهد شد. علاوه بر آن حفظ مرزهاى کشور اسلامى از هجوم بیگانگان و جلوگیرى از تسلط تجاوزگران بر آن عقلا و شرعا واجب است. تحقیق این امر نیز، جز با تشکیل حکومت اسلامى میسر نیست و بین زمان حضور و غیبت امام فرقى نمى‏کند.
آنچه برشمردیم جزو بدیهیترین نیازهاى مسلمانان است و از حکمت‏به دور است که خالق مدبر و حکیم، آن نیازها را به کلى نادیده گرفته از ارائه راه حلى جهت رفع آنها غلفت کرده باشد. آرى همان دلایلى که لزوما امامت پس از نبوت را اثبات مى‏کند، عینا لزوم حکومت در دوران غیبت‏حضرت ولى‏عصر – عجل الله تعالى فرجه الشریف – را بر دارد. (19)
رهبر فرزانه و فقیه انقلاب اسلامى، مدینه قرآنى غدیر را از توحید و نبوت آغاز نموده و فلسفه نبوت و بعثت و تعهد ایمان به نبوت را بیان فرموده و به حلقه نورانى «ولایت‏» مى‏رسد.
مى‏فرمایند:
«یک جامعه در صورتى داراى «ولایت‏» است که در آن «ولى‏» مشخص بوده و عملا مصدر و الهام‏بخش همه نشاطها و فعالیتهاى زندگى باشد. و یک فرد در صورتى داراى ولایت است که شناخت درستى از «ولى‏» داشته و براى هر چه بیشتر وابسته و مرتبط ساختن خود به او – که مظهر «ولایت‏خدا» است – دائما در تلاش و کوشش بسر مى‏برد. از آنجا که «ولى‏» جانشین خدا و مظهر سلطه و قدرت عادلانه الهى در زمین است، از همه امکانات و استعدادهایى که در وجود انسانها براى تکامل و تعالى نهاده شده، به سود آنان بهره‏بردارى مى‏کند و از اینکه حتى اندکى از این زمینه‏هاى مساعد در راه زیان انسانیت‏به کار مى‏رود و یا نابود و خنثى گردد – که این نیز خود زیان بزرگى است – مانع مى‏گردد. عدل و امن را که براى رویش و بالندگى نهال انسان، همچون زمین مستعد و آبى گوارا و هوایى مساعد است، در محیط زیست آنان تامین مى‏کند و از بروز جلوه‏هاى گوناگون ظلم (شرک، تعدى به غیر، تعدى به خود) جلوگیرى مى‏نماید. همه را به سوى بندگى خدا سوق مى‏دهد، یاد خدا (نماز)، تقسیم عادلانه ثروت (زکوة)، اشاعه نیکى‏ها(امر به معروف) و ریشه‏کن ساختن بدیها و نابسامانیها (نهى از منکر) را برنامه اساسى خود مى‏سازد و خلاصه، انسانیت و پدیده، «انسان‏» را به هدف و غایت آفرینش نزدیک و نزدیک‏تر مى‏سازد». (20)
پى‏نوشتها:
1- دیوان حضرت امام خمینى – سلام الله علیه – ص 311.
2- بقره،213.
3- «الکنى و الالقاب‏»، محدث قمى، ص 104،شاعرمى‏گوید:
«نماز بى ولاى او، عبادتى است‏بى‏وضو به منکر على بگو نماز خود قضا کند»
4- «التفسیر الکبیر»، فخر رازى، ج‏27، ص‏166، «الکشاف‏»، زمخشرى، ج 4، ذیل آیه‏23، شورى.
5- چنانچه مشهور است و در روایات اسلامى نقل گردیده است، خداوند متعال یکصدو بیست و چهار هزار نفر پیامبر بسوى مردم فرستاده است که هر یک اوصیایى براى خویش داشته‏اند. و پنج تن از آنان اولوالعزم مى‏باشند. لیکن در برخى دیگر از روایات تعداد پیامبران هشت‏هزار و یا سیصد و بیست هزار و یا یکصد و چهل هزار نقل شده است.
رجوع کنید به: «بحارالانوار»، ج 11، ص‏43، 48، 28، 31، 60،16 و ص 352.
6- «منتسکیو» در روح القوانین و «ژان ژاک روسو» در قراردادهاى اجتماعى به این نتیجه رسیده‏اند که «هیچ قانونگذارى نیست که در قانون نظر خصوصى نداشته باشد و علتش این است که هر قانونگذارى داراى عواطف و افکار خصوصى است و در حین وضع قانون مى‏خواهد نطریات خود را بگنجاند» – روح القوانین ص 592 – «و براى کشف بهترین قوانین که به درد ملل بخورد یک عقل کل لازم است که تمام شهوات انسان را ببیند ولى خود هیچ حس نکند، با طبیعت رابطه‏اى نداشته باشد، ولى کاملا آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد ولى حاضر باشد به سعادت ما کمک کند…».
7- مائده،67.
8- الغدیر، ج 1، ص‏229 – 214.
9- مائده، 5.
10- الغدیر، ج 1، ص 238 – 230.
11- سوره معارج.
12- مائده، 55.
13- رجوع کنید به الغدیر، ج 1، ص‏266 -247 و ج‏3، ص 111،107.
14- الغدیر، ج 1، ص 214.
15- لذا همانگونه که ما در زیارت به ائمه اطهار سلام مى‏دهیم آنان سلام ما را شنیده و پاسخ مى‏گویند: اشهد انک تشهد مقامى و تسمع کلامى و ترد سلامى.
16- رجوع کنید به: علامه امینى، مصلح نستوه، ص‏116.
17- همان، ص 118، به نقل از «فریاد روزها»، محمد رضا حکیمى، ص 24.
18- «علامه امینى، مصلح نستوه‏»، ص 118.
19- «کتاب البیع‏»، حضرت امام خمینى، اسماعیلیان، قم، ج 2، ص 461.
20- طرح کلى اندیشه اسلامى در قرآن، ص 104.

آداب غدير از نگاه روايات

دو حادثه بسيار مهمّ و بزرگ در تاريخ اسلام رخ داد كه از يكى رسالت و از ديگرى امامت به وجود آمد. نخستين حادثه، نزول وحى بود كه رسالت پيامبر(ص) را در برداشت. دومين حادثه، غدير بود كه امامت را به وجود آورد و در حقيقت ادامه رسالت بود. روز غدير و امامت همان قدر اهميت دارد كه روز بعثت و رسالت.

خداوند منّان نيز در قرآن به اين ارتباط اشاره كرده و فرموده است:

يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه يعصمك من النّاس ان اللّه لايهدى القوم الكافرين. (مائده، 67)
در آيه ديگر كه همان روز و بعد از آن واقعه غدير نازل شد فرمود:

اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا.(مائده،3)

مرحوم حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى مى گويد:
ويوم الغدير من هذا اليوم [يوم المبعث] بمنزلة الجزء الاخير من العلقة التامة، بل بمنزلة الباطن من الشىء الظاهر، وبمنزلة الروح من الانسان، لانّ كل ما فى هذا المبعث الشريف من الخير والفوز والسعادة مشروطة بولاية اميرالمؤمنين والائمة من ولده…1
به دليل اهميت روز غدير به عنوان بزرگترين و مهمترين اعياد اسلامى است كه براى آن آداب و اعمال و فضايل بى شمارى بيان شده است. در اين نوشته اعمال و آداب غدير تا حدّ امكان در آيينه روايات نمايانده مى شود. قبل از هر چيز به چند نكته اشاره مى شود:

1 ـ كثرت اعمال و آداب اين روز بسيار فوق العاده است و با اعمال هيچ روزى قابل مقايسه نيست. در اين بررسى تا آنجا كه در توان نگارنده بود بيش از چهل مورد از آداب روز غدير در روايات گردآورى شده است.

2 ـ در آداب و اعمال غدير همه گروهها مورد توجه و خطاب هستند و براى هر گروه با هر فكر و انديشه و هر سنّى، آدابى مناسب حال وجود دارد.

3 ـ اعمال و آداب اين روز برخوردار از ويژگى جامعيّت و به تمام ابعاد زندگى انسان (عبادى، سياسى، فقهى…) مربوط مى شود.
از اين نكات استفاده مى شود كه معمار اين حادثه مهم تاريخى، مى خواهد اين روز براى هميشه در تاريخ زنده باشد. در اين نوشته اين روز را در نگاه روايات تحت عناوين سياسى، عبادى، اجتماعى و اخلاقى دسته بندى مى كنيم و احاديث مربوط به آنها را مى آوريم:

آداب عبادى غدير

1 ـ نماز
نماز روز غدير در شب و روز و نيز نماز مسجد غدير، در روايات وارد شده است كه نمونه اى از روايات آن بيان مى گردد:

الف: نماز شب غدير: سيد بن طاووس در مورد آن چنين مى گويد:

وجدنا فيها صلاة مذكورة فى كتب العبادات والصلاة خير موضوع و خير مسموعٍ عام فى سائر الصلوات.
ذكر صفة هذه الصلاة فى ليلة الغدير وهى اثنتا عشرة ركعة لايسلّم الا فى اخراهنّ ويجلس بين كلّ ركعتين ويقرأ فى كل ركعة الحمد وقل هو اللّه أحد عشر مرّات و آية الكرسى مرّة، فاذا اتيت الثانية عشرة فاقرأ فيها الحمد سبع مرّات وقل هو اللّه أحد سبع مرّات واقنت وقل «لا اله الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشريك لَهُ، لَهُ الملك ولَهُ الحمد يحيى ويميت ويميت ويُحيى وهو حىّ لايموت بِيَدِه الخير وهو على كل شى قدير» عشر مرات وتركع وتسجد وتقول فى سجودك عشر مرات «سبحان مَن أحصى كل شئ علمهُ وسبحان مَنْ لاينبغى التسبيح الاّ لَهُ سبحان ذى المَنَّ والنّعم، سبحان ذى الفضل والطول، سبحان ذى العزّة والكرم، أسئلك بمعاقد العزّ من عرشِك ومنتهى الرحمة من كتابك وبالاسم الاعظم وكلماته التّامّة أن تصلّى على محمد رسولِكَ وأهل بيته الطيّبين الطاهرين واَنْ تفعل بى كذا وكذا انّك سميع مجيب».2

ب: نماز روز غدير: شيخ طوسى درباره نماز روز غدير چنين آورده است:

الحسين بن الحسن الحسينى قال: حدثنا محمد بن موسى الهمدانى قال: حدثنا على بن حسان الواسطى، قال حدثنا على بن الحسين العبدى، قال سمعت اباعبداللّه الصادق ـ عليه السلام ـ يقول: صيام يوم غديرخم يعدل صيام عمر الدنيا عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له ثواب ذلك وصيامه يعدل عنداللّه ـ عزّوجل ّ ـ فى كل عام مأة حجّة ومأة عمرة مبرورات متقبلات وهو عيداللّه الاكبر… ومن صلّى فيه ركعتين… عدلت عند اللّه ـ عزوجلّ ـ مأة الف حجة ومأة الف عمرة و….
ومن فطر فيه مؤمناً كان كمن اطعم فئاماً وفئاماً فلم يزل يعد الى ان عقد بيده عشراً. ثم قال: اتدرى كم الفئام؟ قلت: لا. قال: مأة الف كل فئام كان له ثواب من اطعم بعددها من النبيين والصديقين والشهداء فى حرم اللّه ـ عزّوجلّ ـ وسقاهم فى يوم ذى مسغبة والدرهم فيه بالف الف درهم…3

ج: نماز مسجد غدير: محدث عظيم الشأن مرحوم كلينى در مورد نماز مسجد غدير مى گويد:

عدة من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن احمد بن محمد بن أبى نصر، عن أبان عن ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: يستحب الصلاة فى مسجد الغدير لان النبيّ ـ صلى اللّه عليه وآله ـ اقام فيه أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ وهو موضع اظهره اللّه ـ عزّوجلّ ـ فيه الحق.4

2 ـ روزه
درباره روزه روز غدير روايات متعددى وارد شده كه نمونه اى از آنها نقل مى شود. صدوق مى گويد:
حدثنا على بن أحمد بن موسى ـ رضى اللّه عنه ـ قال: حدثنا محمد بن ابى عبداللّه الكوفى قال: حدثنى الحسين بن عبيداللّه الاشعرىُّ قال: حدثنى محمد بن عيسى ابن عبيد، عن القاسم بن يحيى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن المفضّل بن عمر قال: قلت لابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ: كم للمسلمين من عيد؟ فقال: اربعة اعياد، قال، قلت: قد عرفت العيدين والجمعة، فقال لى: اعظمها واشرفها يوم الثامن عشر من ذى الحجّة وهو اليوم الذى اقام فيه رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ ونصبه للناس علماً. قال: قلت: مايجب علينا فى ذلك اليوم؟ قال: يجب عليكم صيامه شكراً للّه وحمداً له مع انّه اهل ان يشكر كل ساعة، وكذلك أمرت الانبياء اوصياءها ان يصوموا اليوم الذى يقام فيه الوصى يتخذونه عيداً، ومن صامه كان افضل من عمل ستين سنة.5
همان طور كه در پايان حديث آمده است انبيا به جانشينان خود دستور مى دادند كه روز وصايت و امامت خود را عيد بدانند و روزه بگيرند. امام در اين حديث در فضيلت روزه اين روز مى فرمايد: روزه اين روز از عمل شصت سال برتر است.
مرحوم كلينى هم در مورد روزه و اعمال ديگر چنين نقل مى كند:
عن على بن ابراهيم، عن ابيه، عن القاسم بن يحيى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: قلت: جعلت فداك للمسلمين عيد غير العيدين؟ قال: نعم يا حسن أعظمها واشرفهما، قلت: واىّ يوم هو؟ قال: هو يوم نصب اميرالمؤمنين ـ صلوات اللّه وسلامه عليه ـ فيه علماً للناس، قلت جعلت فداك وماينبغى لنا ان نصنع فيه؟
قال: تصومه يا حسن وتكثر الصلاة على محمد وآله وتبرّء الى اللّه ممّن ظلمهم فانّ الانبياء ـ صلوات اللّه عليهم ـ كانت تأمر الاوصياء باليوم الذى كان يقام فيه الوصّى ان يتخذ عيداً، قال: قلت: فما لمن صامه؟ قال: صيام ستين شهراً، ولاتدع صيام يوم سبع وعشرين من رجب فانه هو اليوم الذى نزلت فيه النبوة على محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ وثوابه مثل ستين شهراً لكم.6
در آخر حديث بعد از روزه غدير به روز مبعث اشاره شده و ثواب روزه هر دو روز برابر با ثواب روزه شصت ماه دانسته شده است و اين، ارتباط حقيقى دو روز و اهميت آن دو را مى رساند.

3 ـ دعا در شب و روز غدير
از پيشوايان اسلام دعاهاى مختلفى در شب و روز اين عيد بزرگ نقل شده است كه اين مقاله گنجايش نقل آنها را ندارد. محدثان زيادى، اين ادعيه را نقل كرده اند؛ از جمله سيد بن طاووس و علامه مجلسى و محدث قمى كه مى توان به كتب آنان مراجعه كرد.7

4 ـ ياد خدا و پيامبر(ص)
در آداب غدير تأكيد شده كه در اين عيد بزرگ با روزه و نماز به ياد خدا و محمد(ص) و آل او(ع) باشيد. در اين زمينه نيز حديثى از محدث بزرگ شيعه، كلينى مى آوريم:
سهل بن زياد، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابيه قال: سئلت ابا عبداللّه ـ عليه السلام ـ هل للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والاضحى والفطر؟ قال: نعم اعظمها حرمة قلت: واىُّ عيد هو جعلت فداك؟ قال: اليوم الذى نصب فيه رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ وقال: «من كنت مولاه. فعلىّ مولاه» قلت: واىّ يوم هو؟ قال وما تصنع باليوم انّ السّنة تدور ولكنّه يوم ثمانية عشر من ذى الحجّة، فقلت: وماينبغى لنا أن نفعل فى ذلك اليوم؟ قال: تذكرون اللّه عزّ ذكره فيه بالصيام والعبادة والذكر لمحمّد وآل محمّد…8

5 ـ درود و صلوات بر پيامبر اكرم(ص)
مرحوم شيخ حرّ عاملى از محمد بن على بن الحسين چنين آورده است:
عن الصفار، عن محمد بن عيسى، عن على بن سليمان بن يوسف البزّار، عن القاسم بن يحيى، عن جدّه الحسن بن راشد قال: قيل لأبى عبداللّه ـ عليه السلام: للمؤمنين من الاعياد غير العيدين والجمعه؟ قال، فقال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم أقيم اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فعقد له رسول اللّه ـ صلى اللّه عليه وآله ـ الولاية فى اعناق الرجال والنساء بغديرخم، فقلت: واىّ يوم ذلك قال: الايّام يختلف، ثم قال: يوم ثمانية عشر من ذى الحجة قال، ثمّ قال: والعمل فيه يعدل ثمانين شهراً، وينبغى ان يكثر فيه ذكر اللّه ـ عزّوجلّ ـ والصلاة على النّبي ـ صلى اللّه عليه وآله ـ ويوسع الرجل فيه على عياله.9
امام رضا(ع) نيز در ضمن بيان فضيلت روز غدير مى فرمايد:
ويوم الثار الصلاة على محمد وآل محمد.10

6 ـ غسل
از امام صادق(ع) در ضمن حديثى كه قسمتى از آن را درباره نماز نقل كرديم چنين آمده است:
يغتسل عند زوال الشمس من قبل أن تزول الشمس مقدار نصف ساعة يسئل اللّه ـ عزّوجلّ.11

7 ـ حمد و ستايش پروردگار و سپاس او
علامه مجلسى چنين آورده است:
وجدت بخطّ بعض الأفاضل نقلاً من خط الشهيد محمد بن مكى ـ قدّس اللّه روحهما ـ قال: روى عن النّبى ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ أنّ من السنن أن يقول المؤمن فى يوم الغدير مأة مرّة: الحمد اللّه الذى جعل كمال دينه وتمام نعمته بولاية اميرالمؤمنين على بن ابى طالب.12
در حديث ديگرى آمده است:
هو يوم عبادة وشكر للّه وحمد له.13

8 ـ زيارت اميرالمؤمنين(ع)
امام رضا(ع) به احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى فرمود:
يا ابن أبى نصر، اين ما كنت فاحضر يوم الغدير عند اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فان اللّه ـ تبارك و تعالى ـ يغفر لكل مؤمن ومؤمنة ومسلم ومسلمة ذنوب ستين سنة ويعتق من النار ضعف ما أعتق من شهر رمضان وليلة القدر وليلة الفطر….14
مرحوم محدث قمى مى فرمايد:
سومين عمل در روز غدير زيارت حضرت اميرالمؤمنين(ع)است كه سزاوار است كه انسان هر كجا باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن حضرت در اين سه روز زيارت مخصوصى نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف به امين اللّه است كه از نزديك و دور خوانده مى شود.15

9 ـ تعويذ
سيد بن طاووس فصلى را به آن اختصاص داده و در آن تعويذ پيامبر اكرم(ص) را بيان كرده كه عين عبارت او نقل مى شود:
فصل، فيما نذكره من عوذة تعوّذ بها النبى ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فى يوم الغدير، فتعوذ بها أنت أيضاً قبل شروعك فى عمل اليوم المذكور ليكون حرزاً من المحذور وهى: بسم اللّه الرحمن الرحيم خير الاسماء بسم اللّه ربّ الآخرة والاولى وربّ الارض والسّماء الذى لايضرّ مع اسمه كيد الاعداء وبها تدفع كل الاسواء… 16

10 ـ عبادت
امام رضا(ع) در ضمن حديث مفصلى كه در فضيلت و آداب آن روز دارد مى فرمايد:
وهو اليوم الذى يزيد اللّه فى مال من عبد فيه… ويوم العبادة….17

آداب اجتماعى و اخلاقى

1ـ جشن و عيد گرفتن
در احاديث زيادى، غدير، روز عيد و بلكه بهترين عيد اسلامى دانسته شده است و شايسته است كه مردم آن روز را عيد بگيرند و جشن بر پا نمايند.
امام صادق(ع) فرمود:
وهو عيد اللّه الاكبر ومابعث اللّه ـ عزّوجلّ ـ نبيّاً قطّ إلاّ وتعيّد فى هذا اليوم وعرف حرمته.18
و رسول خدا(ص) فرمود:
يوم غدير خمّ افضل اَعياد امّتى وهو اليوم الّذى اَمَرنى اللّه تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علماً لامّتى…19

2ـ تبريك و تهنيت
در روايات به سه نوع تبريك اشاره شده است:

الف ـ تبريك به اميرالمؤمنين(ع) در روز غدير خم
علامه امينى مى گويد:
وقال المورّخ غياث الدين المستوفى 942 فى «حبيب السير»: ثمّ جلس اميرالمؤمنين بامر من النبى ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فى خيمة تخصّ به يزوره الناس ويهنئونه وفيهم عمربن الخطّاب فقال: بخٍّ بخٍّ يا ابن ابى طالب، اصبحت مولاى ومولى كل مؤمن ومؤمنة. ثم أمر النبى امّهات المؤمنين بالدخول على اميرالمؤمنين والتهنئة له.20

ب ـ تبريك به پيامبر اكرم(ص)
آن بزرگوار در اين مورد چنين مى گويد:
روى الحافظ ابوسعيد الخركوشى النيسابورى المتوفى 407 فى تأليفه «شرف المصطفى» باسناده عن البراء بن عاذب بلفظ احمد بن حنبل، وباسناد آخر عن ابى سعيد الخدرى ولفظه: ثمّ قال النّبى ـ صلى اللّه عليه وآله ـ: هنِّئونى هنِّئونى ان اللّه تعالى خصّنى بالنبوة وخصّ اهل بيتى بالامامة، فلقى عمربن الخطاب أميرالمؤمنين فقال: طوبى لك يا ابا الحسن اصبحت مولاى ومولى كل مؤمن ومؤمنة.21

ج ـ تبريك به يكديگر
اميرالمؤمنين(ع) در ضمن خطبه غدير كه قبلاً هم بآن اشاره شد فرمود:
وتهانّوا نعمة اللّه كما هنّاكم اللّه بالثواب فيه على اضعاف الاعياد قبله وبعده الاّ فى مثله.22
امام هشتم(ع) فرمود:
وهو يوم التهنئة يهنئ بعضكم بعضاً فاذا لقى المؤمن اخاه يقول: الحمد للّه الذى جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين والائمة ـ عليهم السلام.23

3 ـ ديد و بازديد
شيخ طوسى مى گويد:
و روى زياد بن محمد قال: دخلت على أبى عبداللّه ـ عليه السلام ـ فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟ قال: نعم، أليوم الذى نصب فيه رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ، فقلت: وأىّ يوم هو يا ابن رسول اللّه؟ فقال: وما تصنع بذلك اليوم والايّام تدور ولكنّه لثمانية عشر من ذى الحجّة، ينبغى لكم أن تتقرّبوا الى اللّه تعالى بالبرّ والصوم والصلاة وصلة الرحم وصلة الاخوان، فان الانبياء ـ عليهم السلام ـ كانوا اذا أقاموا اوصيائهم فعلوا ذلك وامروا به.24
امام على بن موسى الرضا(ع) در ضمن حديث فضيلت غدير فرمود:
ومن زار فيه مؤمناً أدخل اللّه قبره سبعين نوراً ووسّع فى قبره ويزور قبره كل يوم سبعون الف ملك ويبشرونه بالجنّة…25

4 ـ افطارى دادن
اميرمؤمنان(ع) در اين باره فرمود:
ومن فطر مؤمناً فى ليلته فكانّما فطّر فئاماً وفئاماً يَعُدُّ بها بيده عشرة، فنهض ناهض فقال يا اميرالمؤمنين وما الفئام؟ قال مأة الف نبىّ وصدّيق وشهيد…26
شبيه اين حديث از امام صادق(ع) نيز در ذيل «نماز روز غدير» گذشت. همچنين در ضمن احاديث آداب سياسى نيز ديديم كه امام هشتم(ع) عدّه اى از خواص خود را كه روز غدير به حضورش رسيده بودند براى افطار در منزل خويش نگهداشت و به آنان افطارى داد و به منزل آنان نيز غذا و لباس و غيره فرستاد.

5 ـ صدقه دادن
يكى ديگر از آداب روز غدير صدقه دادن به فقيراست. امام صادق(ع) در حديثى كه گذشت فرمود:
والدرهم فيه بالف الف درهم.27
اميرمؤمنان(ع) نيز در ضمن خطبه غدير فرمود:
وسائوا بكُم ضعفائكم فى مأكلكم وما تناله القدرة من استطاعتكم وعلى حب امكانكم فالدرهم فيه بمأة الف درهم والمزيد من اللّه.28

6 ـ انجام كارهاى شايسته روز عيد
در احاديث، آداب و اعمال متعدد ديگرى كه جنبه اخلاقى و اجتماعى دارد و مناسب روزهاى عيد و جشن است بيان شده كه به آنها فقط اشاره مى شود و سپس نمونه اى از روايات بيان مى گردد. اين آداب و اعمال عبارتند از: هديه دادن، زينت كردن، شادى كردن، ديگران را شاد و خرّم نمودن، لباس نو و پاكيزه پوشيدن، ميهمانى دادن، گذشت و آشتى كردن، كارگشايى براى ديگران، نيكى كردن به ديگران، لباس و غذا و غيره به منزل خويشان و نزديكان فرستادن، توسعه دادن به زندگى خانواده و برادران، بشارت دادن، استراحت كردن، وام دادن، دوستى كردن، اجتناب از گناه، عقد برادرى بستن، مصافحه كردن، صله رحم، انجام عمل صالح و مهربانى و عطوفت به همديگر.

شيخ طوسى مى گويد:
و روى داود بن كثير الرقى عن ابى هارون عماربن حريز العبدى قال: دخلت على ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ فى يوم الثامن من ذى الحجّة فوجدته صائماً، فقال لى: هذا يوم عظيم، عظّم اللّه حرمته على المؤمنين واكمل لهم فيه الدين وتمّم عليهم النعمة وجدّد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق. فقيل له: ما ثواب صوم هذا اليوم قال: انه يوم عيد و فرح وسرور و يوم صوم شكراً للّه تعالى، وان صومه يعدل ستين شهراً من اشهر الحرم….29

و نيز شيخ طوسى درخطبه اميرالمؤمنين آورده است كه فرمود:
عُودوا رَحمكُم اللّه بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة على عيالكم والبرّ باخوانِكم والشكر للّه ـ عزّوجلّ ـ على ما منحكم واجمعوا يجمع اللّه شملكم وتبّار واَيصِلِ اللّه اُلفتكم وتهادوا نِعَمَ اللّه كما منّأكم بالثّواب فيه على اضعاف الاعياد قبله وبعده الا من مثله والبرّ فيه يُثمر المال ويزيد فى العمر والتعاطف فيه يقتضى رحمة اللّه وعَطفه وهيّوا لاخوانكم وعيالكم من فضله بالجهد من جودكم وبما تنالُهُ القدرة من استطاعتكم واظهروا البُشر فيما بينكم والسُرور فى ملاقاتكم والحمد للّه على ما منحكم وعودوا بالمزيد من الخير على اهل التأمل لكم سائوا بكم ضُعفاء كم فى مأكلكم وما تناله القدرة من استطاعتكم وعلى حسب امكانكم فالدرهم فيه بمأة الف درهمٍ والمزيد من اللّه ـ عزّوجلّ ـ و صوم هذا اليوم مما ندب اللّه تعالى اليه وجعل الجزاء العظيم كفالة عنه حتى لو تعبّد له عبد من العبيد فى الشّبيبة مِن ابتداء الدنيا الى انقضائها صائماً نهارُها قائما ليلُها اذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت اليه ايام الدنيا عن كفايةٍ و من اَسْعَفَ أخاهُ مبتدئاً وبرَّهُ راغباً فله كأجْرِ من صام هذا اليوم وقام ليلةُ ومن فطَّر مؤمناً فى ليلته فكانّما فطر فئاماً وفئاماً يعُدُّها بيده عشرةً فنهض ناهض فقال يا اميرالمؤمنين وما الفئام قال مأة الف نبىّ وصدّيق وشهيد، فكيف بمن تكفّل عدداً من المؤمنين والمؤمنات وانا ضمينه على اللّه تعالى الامان من الكفر والفقر وان مات فى ليلته او يومه او بعده الى مثله من غير ارتكاب كبيرة فاجره على اللّه تعالى ومن استدال لاخوانه واعانهم فانا الضامن على اللّه ان بقّاه قضاه وان قبضه حمله عنه، واذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم وتهانوا النعمة فى هذا اليوم ولُيبلَّغ الحاضر الغائب والشاهد البائن وليعد الغنّى على الفقير والقوى على الضعيف امرنى رسول اللّه بذلك.30

سيد بن طاووس در ضمن حديث مفصلى در اهميت و فضيلت غدير از امام رضا(ع) چنين آورده است:

وهو يوم تنفيس الكرب ويوم تحطيط الوزر و يوم الحباء والعطية ويوم نشر العلم و يوم البشارة والعيد الاكبر و يوم يستجاب فيه الدعا ويوم الموقف العظيم ويوم ليس الثياب ونزع السواد ويوم الشرط المشروط ويوم نفى الغموم ويوم الصفح عن مذنبى شيعة اميرالمؤمنين وهو يوم السبقة ويوم اكثار الصلاة على محمد وآل محمد ويوم الرضا ويوم عيد اهل بيت محمد ويوم قبول الاعمال ويوم طلب الزيادة ويوم استراحة المؤمنين ويوم المتاجرة ويوم التودّد ويوم الوصول الى رحمة اللّه ويوم التزكية و يوم ترك الكبائر والذنوب ويوم العبادة ويوم تفطير الصائمين، الى ان قال، وهو يوم التبسّم فى وجه الناس من اهل الايمان فمن تبسّم فى وجه اخيه يوم الغدير نظر اللّه اليه يوم القيامة بالرحمة وقضى له ألف حاجة بنى له قصراً فى الجنة من درّة بيضاء ونظّر وجهه وهو يوم الزينة فمن تزيّن ليوم الغدير غفر اللّه له كل خطيئة عملها صغيرة او كبيرة وبعث اللّه اليه ملائكته يكتبون له الحسنات ويرفعون له الدرجات الى قابل مثل ذلك اليوم.31

آداب سياسى غدير

1 ـ تبرّى جستن از ستمگر
در حديثى كه مرحوم كلينى و ديگران درباره روزه روز غدير از امام صادق(ع) نقل كرده اند، چنين آمده است:
تصومه يا حسن و تكثر الصلاة على محمد وآله وتبرّء الى اللّه ممن ظلمهم.32

2 ـ ديدار با رهبرى و بيعت
مرحوم شيخ حرّ عاملى با سندهاى مختلف چنين نقل مى كند:
عن محمد بن الليث المكى، عن أبى اسحاق بن عبداللّه العلوى العريض قال: وجد فى صدرى ما الايّام الّتى تصام، فقصدت مولانا أبا الحسن على بن محمد ـ عليه السلام ـ و هو بصريا ولم ابد ذلك لاحد من خلق اللّه، فدخلت عليه فلما بصر بى قال: يا ابا اسحاق جئت تسئلنى عن الايّام الّتى يصام فيهنّ وهى اربعة (الى ان قال) و يوم الغدير فيه اقام النبى ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ أخاه عليّاً ـ عليه السلام ـ علماً للناس واماماً من بعده؛ قلت: صدقت جعلت فداك، لذلك قصدت اشهد انّك حجة اللّه على خلقه.33
در حديث ديگرى از امام صادق(ع) اين طور آمده است:
هذا يوم عظيم عظّم اللّه حرمته على المؤمنين واكمل لهم فيه الدين و تمّم عليهم النعمة وجدّد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق.34

و نيز آمده است:
واسمه فى السماء يوم العهد والمعهود وفى الارض يوم الميثاق المأخوذ…35
با ملاحظه احاديث مربوط به غدير روشن مى شود كه برنامه ديدار با رهبرى و پيشواى مسلمين و بيعت با او از زمان ائمه(ع) بويژه از زمان امام على بن موسى الرضا(ع) مرسوم بوده و مردم از اطراف و اكناف براى ديدار با آنان و تجديد عهد به حضور آنان مى رسيدند.
شيخ طوسى در حديثى كه درباره اين موضوع است چنين مى گويد:
اخبرنا جماعة، عن ابى محمد هارون بن موسى التلعكبرى، قال: حدثنا ابوالحسن على بن احمد الخراسانى الحاجب فى شهر رمضان ستة سبع وثلاثين وثلثمأة، قال: حدثنا سعيد بن هارون أبى عمرو المروزى وقد زاد على الثمانين سنة، قال: حدثنا الفياض بن محمد بن عمر الطوسى بطوس سنة تسع وخمسين ومأتين وقد بلغ التسعين، انه شهد ابا الحسن على بن موسى الرضا ـ عليهما السلام ـ فى يوم الغدير وبحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للافطار وقد قدم الى منازلهم الطعام والبرّ والصّلات والكسوة حتى الخواتيم والنّعال وقد غيّر من احوالهم واحوال حاشيته، وجدّدت له آلة غير الآلة التى جرى الرسم بابتذالها قبل يومه وهو يذكر فضل اليوم وقدمه….36

3 ـ اجتماع و اتحاد
در خطبه اى كه از اميرالمؤمنين(ع) در روز غديرى كه مصادف با روز جمعه بود چنين آمده است:
واجمَعوا يجمع اللّه شملكم….37
امام صادق(ع) نيز در بيان فضيلت غدير مى فرمايد:
واسمه فى السماء يوم العهد والمعهود وفى الارض يوم الميثاق المأخوذ والجمع المشهود.38

پي نوشت

1 . المراقبات، ص37
2 . اقبال الاعمال، ص761
3 . تهذيب الاحكام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6
4 . الكافى، ج4، ص567
5 . كتاب الخصال، ج1، ص264، ح145؛ مصباح المتهجّد، ص736 (به طور مختصر).
6 . الكافى، ج4، ص148؛ مصباح المتهجّد، ص763؛ وسائل الشيعه، ج7، ص323، ح2؛ بحارالانوار، ج98، ص322
7 . اقبال الاعمال، ص761 و 797؛ بحارالانوار، ج98، ص308 به بعد؛ مفاتيح الجنان، اعمال روز غدير.
8 . الكافى، ج4، ص149، ح3
9 . وسائل الشيعه، ج7، ص325، ح6
10 . اقبال الاعمال، ص778
11 . تهذيب الاحكام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6
12 . بحارالانوار، ج98، ص321، ح5
13 . وسائل الشيعه، ج7، ص328، ح13
14 . اقبال الاعمال، ص748
15 . مفاتيح الجنان، ص788
16 . اقبال الاعمال، ص788
17 . همان، 778
18 . تهذيب الاحكام، ج3، ص143
19 . امالى صدوق، ص12، ح8
20 . الغدير، ج1، ص271
21 . همان، ص274 (كتاب «شرف المصطفى» با نام «شرف النبى» ترجمه و منتشر شده است).
22 . اقبال الاعمال، ص776؛ مصباح المتهجّد، ص757؛ بحارالانوار، ج97، ص117
23 . اقبال الاعمال، ص778
24 . مصباح المتهجّد، ص736
25 . اقبال الاعمال، ص778
26 . مصباح المتهجّد، ص758
27 . تهذيب الاحكام، ج3، ص144
28 . مصباح المتهجّد، ص757
29 . همان.
30 . همان.
31 .اقبال الاعمال، ص778
32 . الكافى، ج4، ص148 (ر.ك: نقل پاورقى شماره 13)
33 . وسائل الشيعه، ج7، ص324، ح3
34 . مصباح المتهجّد، ص737
35 . تهذيب الاحكام، ج3، ص143
36 . مصباح المتهجّد، ص752
37 . همان، ص757
38 . تهذيب الأحكام، ج3، ص143

نماز عید غدیر

نماز عید غدیر عبادتی مستحب است که فقهاء – رضوان الله علیهم اجمعین – در کتابهای فقهی از آن یاد کرده اند.

در این مقاله نگاهی گذرا به مساله استحباب نماز غدیر در روایات و گفتار فقهای نامدار شیعه می افکنیم بدان امید که در آینده این مساله را، از دیدگاههای گوناگون، در کتابی مستقل مورد بحث و بررسی قرار دهیم و به شیفتگان ولایت امیر مؤمنان(ع) تقدیم کنیم. ان شاء الله.
گفتار فقها

فقهای شیعه در کتابهای فقهی غالبا به این مساله پرداخته و در مورد اسحباب آن فتوا داده اند. شروع بودن آن در حدی است که فقیه جاودانه صاحب جواهر متوفای 1266ه.ق می گوید: فلا خلاف احده فی هذه الصلاة بین قدماء الاصحاب و متاخریهم.

در این نماز اختلافی میان فقهای قدم و جدید شیعه ندیدم

1. شیخ مفید(ره) متوفای 413 ه در این باره می نویسد:

«فاذا ارتفع النهار من الیوم الثامن عشر من ذی الحجة فاغتسل فیه کغسلک للعیدین و الجمعة و البس اطهر ثیابک و امس شیئا من الطیب ان قدرت علیه، و ابرز تحت السماء، و ارتقب الشمس فاذا بقی لزوالها نصف ساعة او نحو ذلک فصل رکعتینی…» (1)

هنگامی که خورشید در روز هجدهم ذی حجه بالا آمد، مانند غسل عید قربان، عید فطر و روز جمعه غسل کن. بهترین لباسهایت را بپوش، اگر توانستی مقداری عطر استعمال کن، زیر آسمان قرار بگیر و مواظب خورشید باش; وقتی نیم ساعت به زوال آفتاب باقی ماند دو رکعت نماز بخوان.

2. ابوالصلاح حلبی(ره) متوفای 447 ه در این مساله می نویسد:

«و من وکید السنة الاقتداء برسول الله فی یوم الغدیر، و هو الثامن عشر من ذی الحجة الحرام بالخروج الی ظاهر المصر و عقد الصلاة قبل ان تزول الشمس بنصف ساعة لمن تتکامل له صفات امامة الجماعة برکعتین یقراء فی کل رکعة منهما الحمد و سورة الاخلاص عشرا و سورة القدر عشرا و آیة الکرسی عشرا…» (2)

از سنتهای سفارش شده پیروی از رسول الله(ص) در روز غدیر، هجدهم ذی حجة، است. پیروی از پیامبر اکرم(ص) با خروج از شهر و برگزار کردن نماز غدیر در نیم ساعت قبل از زوال خورشید به وسیله کسی که دارای شرایط امامت جماعت است، تحقق می یابد. نماز غدیر دو رکعت است، در هر رکعت آن پس از حمد، ده بار سوره توحید و قدر و آیة الکرسی خوانده می شود.

3. شیخ طوسی(ره) متوفای 460 ه در این باره چنین نوشته است:

«و یستحب ان یصلی الانسان یوم الغدیر اذا بقی الی الزوال نصف ساعة بعد ان یغتسل رکعتین، یقراء فی کل واحدة منهما الحمد مرة و قل هو الله احد، عشر مرات، و آیة الکرسی عشر مرات، و انا انزلناه عشر مرات، فاذا سلم دعا بعدهما بالدعا المعروف.» (3)

مستحب است انسان در روز غدیر، نیم ساعت به زوال خورشید مانده پس از غسل، دو رکعت نماز به جای آورد و در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید، قدر و آیة الکرسی را تلاوت کند و بعد از سلام دعای معروف را بخواند.

4. قاضی ابن براج طرابلسی(ره) متوفای 481 ه می نویسد:

«هذا العید هو الیوم الثامن عشر من ذی الحجة فمن اراد هذا الصلاة فالافضل له ان یغتسل فی هذا الیوم و یلبس اجمل ثیابه و یمس شیئا من الطیب و یبرز تحت السماء فاذا بقی من النهار الی زوال الشمس مقدار ساعة او نحو ذلک صلاها رکعتین…» (4)

این عید همان روز هجدهم ذی حجة است. کسی که می خواهد در این روز نماز عید [عید غدیر] بخواند بهتر است غسل کند، زیباترین لباسش را بپوشد، عطر بزند، در زیر آسمان قرار گیرد و حدود یک ساعت قبل از زوال خورشید دو رکعت نماز به جای آورد…

5. ابن زهره حلبی(ره) متوفای 585 ه این گونه نگاشته است:

«… و یستحب ان یصلی جماعة، ان یحجر فیها بالقراءة و ان یخطب قبل الصلاة خطبة مقصورة علی حمد الله و الثناء علیه و الصلاة علی محمد و آله، و ذکر فضل هذا الیوم و ما امر الله به فیه من النص بالامامة علی امیرالمؤمنین(ع).» (5)

… و مستحب است این نماز به جماعت خوانده شود، قرائت نماز با صدایی بلند باشد و قبل از نماز، خطبه کوتاهی شامل حمد و ثنای الهی، صلوات بر محمد و آل محمد، و فضیلت این روز و ماموریت رسول خدا در انتصاب امیرمؤمنان به امامت ایراد شود.

6.مرحوم حلبی(ره) می نویسد: …و «صلاة یوم الغدیر رکعتان و وقتهما قبل الزوال ساعة… و لو ابتدا قبلها بخطبة مشتملة علی الحمد و الثناء و الصلاة و الولاء و الاعلام بفضیلة ذلک الیوم و ما خص الله به ولیه من النص علیه بالامامة و تشریفه بالولایة الموکدة عهدها علی جمیع الامة لکان اتم فضلا و اعظم اجرا.» (6)

نماز روز غدیر دو رکعت و وقت آن نیم ساعت به زوال خورشید است… و چنانچه قبل از نماز در خطبه ای از حمد و ثنای الهی، درود بر پیامبر(ص)، دوستی اهل بیت(ع) فضیلت آن روز و آنچه خدا به ولیش اختصاص داده مانند امامت و تشرف به ولایتی که همه امت به پذیرش سفارش شده اند یاد کند، از فضیلتی والا و پاداشی بزرگ برخوردار است.

7. سلار بن عبدالعزیز(ره)متوفای 463ه در کتاب «مراسم » چنین نوشته است:

«و هی من وکیدا السنن وقتها اذا بقی من الزوال مقدار نصف الساعة فی الیوم الثامن عشر من ذی الحجة…» (7)

این نماز از سنت های مؤکد بوده، وقت آن نیم ساعت قبل از زوال خورشید روز هیجدهم ذی حجة است.

8. علامه حلی(ره) متوفای 726 ه می نویسد:

«هذه الصلاة تستحب فی هذا الیوم و اشده تاکیدا قبل الزوال بنصف ساعة.» (8)

این نماز در روز غدیر مستحب است و نیم ساعت قبل از زوال خورشید بر خواندن آن تاکید شده است.

او همچنین می فرماید: خدا به سبب هدایت، اکمال دین و اتمام نعمت منتی بر بندگان دارد که سپاس آن در روز غدیر لازم است، بدین خاطر نماز عید غدیر را مستحب شمرده اند.

9. شهید اول(ره) متوفای 786 ه در «ذکری » چنین نوشته است:

«و من الصلوات المستحبة صلوة یوم الغدیر و هی مشهورة بین الاصحاب.» (9)

یکی از نمازهای مستحبی، نماز روز غدیر است که بین اصحاب شهرت دارد. علاوه بر این او می گوید:

و ثوابها مائة الف حجة و عمرة و یعطی ما سال. (10)

و پاداش این نماز با هزار حج و عمره برابر است و هر چه [نمازگزار] درخواست کند برآورده می شود.

10. مقدس اردبیلی(ره) متوفای 993 ه می نویسد:

«و المشهور بین الاصحاب جواز فعلها جماعة و لیس ببعید، لعدم المنع من الجماعة فی النافلة مطلقا بحیث یشملها ظاهرا و لا اجماع فیه، مع الترغیب فی الجماعة، خصوصا فی هذه الصلاة فی هذا الیوم، و لانه یحصل النفع اکثر لحصول ثوابها لمن لم یعرف هذه الایات بالاقتداء.» (11)

مشهور میان اصحاب جواز خواندن نماز [عید غدیر] به جماعت است و این سخن بعید نیست; زیرا خواندن نمازهای نافله به جماعت منع مطلقی ندارد که ظاهر این مورد را شامل شود و اجماعی نیز بر منع تحقق نیافته است. علاوه بر این. جماعت در نمازها، بخصوص در نماز این روز، مورد تشویق شرع قرار گرفته است. از سوی دیگر به جماعت خواند نماز عید سود بیشتر را دارد، چون کسی که با آیات آشنا نیست [توانایی قرائت ندارد] پاداش بسیار می یابد.

11. محقق کرکی(ره) متوفای 940 ه در این باره می گوید:

«و صلاة الغدیر رکعتان قبل الزوال بنصف ساعة یقراء فی کل رکعة منها الحمد و کلا من التوحید و القدر و آیة الکرسی الی قوله (هم فیها خالدون) عشرا، جماعة فی الصحراء بعد ان یخطب الامام بهم، و یعرفهم فضل الیوم فاذا انقضت الخطبة تصافحوا و تهانوا.» (12)

نماز غدیر دو رکعت است که نیم ساعت قبل از زوال خورشید خوانده می شود، در هر رکعت، پس از حمد، سوره توحید، قدر و آیة الکرسی، تا هم فیها خالدون، هر یک ده بار خوانده می شود. این نماز پس از خطبه خطیب، که فضیلت آن روز را بیان می کند، پس از پایان خطبه مردم به یکدیگر دست داده، تبریک می گویند.

12. مرحوم نراقی(ره) متوفای 1245 ه می نویسد:

«و استحبابها مشهور بین الاصحاب قدیما و حدیثا و تدل علیه روایة العبدی و غیرها.» (13)

استحباب این نماز بین اصحاب گذشته و حاضر مشهور است و روایت عبدی و غیر آن بر این مطلب دلالت دارد.

مرحوم سید محمد کاظم یزدی نیز در عروة الوثقی به این مساله اشاره می کند و تمام کسانی که بر «عروة الوثقی » حاشیه نوشته اند، از جمله مرحوم امام خمینی(ره) آن را پذیرفته اند.
روایات

به دو روایت در این مساله اشاره می کنیم:

محدث جلیل القدر شیخ حر عاملی(ره) متوفای 1104 ه .ق در وسائل الشیعه بابی را به استحباب نماز در روز غدیر اختصاص داده، از امام صادق(ع) چنین نقل می کند:

«محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن الحسن الحسنی، عن محمد بن موسی الهمدانی، عن علی بن حسان الواسطی، عن علی بن الحسینی العبدی قال: سمعت ابا عبدالله الصادق(ع) یقول: صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا – الی ان قال – و هو عید الله الاکبر و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته; و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود; و من صلی فیه رکعتین یغتسل عند زوال الشمس من قبل ان تزول مقدار نصف ساعة… عدلت عندالله عزوجل مائة الف حجة، و مائة الف عمرة، و ما سال الله عز و جل حاجة من حوائج الدنیا و حوائج الاخرة الا قضیت کائنا ما کانت الحاجة.» (14)

محمد بن حسن با سندش از حسین بن حسن حسنی از محمد بن موسی همدانی از علی بن حسان واسطی از علی بن حسین عبدی نقل کرده است که گفت: از امام صادق(ع) شنیدم، فرمود: روزه روز عید غدیر با روزه تمام عمر دنیا برابر است [و سخن را ادامه داد] تا آنکه فرمود: غدیر عیدالله اکبر است، خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آنکه این روز را برایش عید قرار داد و حرمتش را به وی شناساند.

غدیر در آسمان «روز عهد معهود» و در زمین «روز میثاق گرفته شده و جمع مشهود» نام دارد. کسیکه در این روز نیم ساعت قبل از زوال خورشید دو رکعت نماز بخواند و قبل از آن غسل کند… نزد خداوند پاداشی برابر با هزار حج و هزار عمره خواهد داشت و خواستهای دنیایی و آخرتی اش برآورده می شود.
ایرادهایی که بر حدیث وارد شده، چنین است:

1. اشکال مرحوم عاملی

شیخ طوسی این روایت را در «تهذیب الاحکام » (15) نقل کرده و مرحوم عاملی در «مدارک الاحکام » (16) سند آن را ضعیف دانسته است. هر چند این بزرگوار عامل ضعف را بیان نکرده، ولی احتمال دارد که به خاطر وجود علی بن الحسین العبدی در سلسله راویان روایت را ضعیف شمرده باشد چون در کتب رجال به وی اعتنایی نشده است.

2. اشکال مرحوم صدوق(ره)

مرحوم صدوق(ره) به خاطر حضور محمد بن موسی همدانی در سند روایت آن را ضعیف می داند و می گوید: خبر نماز روز غدیر خم و پاداش کسی که در آن روزه بگیرد به طریق محمد بن موسی همدانی نقل شده است. شیخ ما محمد بن حسن بن الولید، محمد بن موسی را مورد اعتماد نمی دانست و هر که در نقل روایت مورد تصدیق و تایید استادم قرار نگیرد نزد من متروک و غیر قابل اعتماد است.
پاسخ به اشکالها

فقهای بزرگوار ما این موارد را از طریق تسامح در ادله سنن حل کرده اند. چنانکه مرحوم صاحب جواهر می گوید: و نت خبیر بما فیه، خصوصا و الحکم استحبابی; (17) و تو از ضعف کلام (صدوق) آگاهی، بخصوص که این مساله از احکام استحبابی است.

مرحوم صاحب حدائق (ره) می نویسد: ظاهرا این اخبار و آنچه که به تسامح در ادله سنن شهرت دارد سبب شده است که این نماز میان قدما و متاخران مشهور شود و سخن صدوق و استادش محمد بن حسن بن ولید مورد توجه قرار نگیرد. حدیث دوم از داود بن کثیر از ابی هارون عبدی از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است بر اساس این روایات امام ششم(ع) فرمود: کسی که در آن روز دو رکعت نماز به جای می آورد می تواند نماز را در هر وقتی بخواند، [ولی] بهتر است که نزدیک زوال خورشید باشد [زیرا] آن ساعتی است که امیر مؤمنان(ع) در غدیر خم به عنوان پرچمدار (رهبر) مردم معرفی شد [نیز] همان ساعتی است که مردم سمت آن جایگاه نزدیک می شدند. پس [بهتر است] در این وقت دو رکعت نماز بگذارد آنگاه سجده کرده صد مرتبه شکرالله بگوید و بعد از نماز دعایی را که وارد شده است بخواند. (18)

پی نوشتها:

1- المقنعه.

2- الکافی فی الفقه، ص 160.

3- النهایة، ص 141; المبسوط، ج 1، ص 132.

4- الهمذب، ج 1، ص 146.

5- غنیة النزوع، ص 108.

6- همان کتاب، ص 106.

7- المراسم، ص 81.

8- منتهی المطلب، ج 1، ص 36. رک: تحریر الاحکام، ص 48 و نهایة الاحکام، ج 1، ص 96 و ارشاد الاذهان، ج 1، ص 267 و تبصرة المتعلمین ، ص 34.

9- ذکری الشیعة، ص 254.

10- البیان، ص 216.

11- مجمع الفائدة و البرهان، ج 3، ص 32.

12- جامع المقاصد، ج 2، ص 485.

13- مستند الشیعة، ج 6، ص 380.

14- وسائل الشیعة، ج 8، ص 89; مستدرک الوسائل، ج 6، ص 273.

15- تهذیب الاحکام، ج 3، ص 143.

16- مدارک الاحکام، ج 4، ص 210.

17- جواهر الکلام، ج 12، ص 215.

18- وسائل الشیعة، ج 8، ص 90.

فقه غدیر

غدیر دریایی از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد; ولی دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه های گرانبهایی را به ساحل نشینانش ارزانی داشته است.

در این نوشتار بر آنیم نگاهی به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضروری می نماید:

1. مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سی و شش عمل را در این روز مستحب شمرده اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه می کنیم.

2. این تعداد حکم برای یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام برای هیچ روزی، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخی از روزهای مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددی مستحب شمرده شده، ولی اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابری نمی کنند.

3. دومین ویژگی فقه غدیر جامعیت است. در هر زمینه ای عملی وارد شده، اعمالی جامع و بی کم و کاست; از عمل عبادی تا برنامه سیاسی همایش و طرح اقتصادی ایجاد مساوات همه در فقه غدیر گرد آمده است. گستردگی و غنای این اعمال چنان است که می توان گفت در آینه فقه کامل غدیر کمال دین تجلی یافته است.

4. سومین ویژگی فقه غدیر این است که برای اعمال آن فضیلتهای منحصر بفرد قرار داده اند; که در جای دیگر به چشم نمی خورد و این حتی از فضیلتهای ماه رمضان نیز بیشتر است. مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی می گوید: «فضیلتی که برای روز غدیر وارد شده نسبت به فضیلتهای ماه رمضان زیادتر است.» (1)

در خلال اعمال غدیر به برخی از این فضیلتها اشاره خواهد شد.

5. چرا این حجم از اعمال را، با آن همه فضیلت، برای روز غدیر قرار داده اند؟ امام صادق(ع) در پاسخ بدین پرسش می فرماید: «اعظاما لیومک (2) ; تا با این اعمال روز غدیر را بزرگ بداری ».

این سخن امام ششم(ع) دو حقیقت راءآشکار می سازد: یکی اینکه باید روز غدیر را بزرگ داشت و دیگر اینکه بزرگداشت غدیر با انجام دادن اعمال ویژه این روز تحقق می یابد.
«الف »افطاری دادن

در میان اعمل روز غدیر افطاری دادن به مؤمن جایگاهی والا دارد. بر اساس روایات در این عمل فضیلتی بزرگ نهفته است. امام علی(ع) می فرماید: من افطر مؤمنا فی لیلة فکانما افطر فئاما… (3)

کسی که مؤمن روزه داری رادر غدیر افطار دهد، مانند این است که ده فئام را افطار داده است. فردی پرسید: ای امیرمؤمنان(ع) «فئام » چیست؟ حضرت فرمود: صد هزار پیامبر(ص) و صدیق و شهید. آنگاه ادامه داد: پس چگونه خواهد بود فضیلت کسی که جمعی از مؤمنین و مؤمنات را تکفل کند.

شبیه به این روایت، حدیثی از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (4)

بر اساس برخی از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهی را برای افطار نزد خود نگاه داشت. (5)
«ب »برادر شدن

روز ولایت روز برادری است و روز برادری روز ولایت است; این دو با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند و حلقه وصلشان ایمان است; زیرا از سویی ایمان با ولایت پا می گیرد و از سوی دیگر اهل ایمان برادر یکدیگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)

به همین دلیل عقد برادری یکی از آداب روز غدیر شمرده شده است. این عقد به صورت زیر است: یکی از دو نفر دست راست خود را بر دست راست دیگری می گذارد و می گوید:

و اخیتک فی الله و صافیتک فی الله و صافحتک فی الله و عادهت الله و ملائکته و رسله و انبیائه و الائمة المعصومین(ع) علی انی ان کنت من اهل الجنة و الشفاعة و اذن لی بان ادخل الجنة لا ادخلها الا و انت معی.

با تو در راه خدا برادر می شوم; با تو در راه خدا راه صفا و صمیمیت در پیش می گیرم; با تو در راه خدا دست می دهم و با خدا، ملایکه، کتابها، فرستادگان و پیامبرانش و ائمه معصومین(ع) عهد می بندم که اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت یافتم، داخل آن نشوم مگر آنکه تو با من همراه شوی.

آنگاه دیگری می گوید: قبلت; یعنی، قبول کردم. سپس می گوید: اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزیارة; جز شفاعت و دعا و زیارت، همه حقوق برادری را ساقط کردم. (7)
بیرازی جستن

امام صادق(ع) فرمود: تبری الی الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم (8) ; در روز غدیر از کسانی که به اهل بیت(ع) ستم کردند بیزاری می جویی.
«پ »پوشیدن لباس پاکیزه و نو

امام صادق(ع) فرمود: یحب … ان یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها (9) ; در روز غدیر لازم است مؤمن پاکیزه ترین و فاخرترین لباس خود را بپوشد.

مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی این عمل را از مستحبات مؤکد غدیر می شمرد. (10)
«ت »تبریک و تهنیت

تبریک و تهنیت از برجسته تریم آداب هر عیدی است. در اسلام نیز سنت تبریک و تهنیت در عید غدیر جایگاهی ویژه یافته است. پیامبر(ص) بر تبریک گفتن در این تاکید می ورزید و به مردم می فرمود: هنئونی هنئونی (11) ; به من هنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.

امام صادق(ع) شیوه تهنیت گفتن در روز غدیر را چنین آموزش داده است:

وقتی یکدیگر را ملاقات کردید، بگویید:

الحمدلله الذی اکرمنا بهذا الیوم و جعلنا من الموفین بعهده الینا و میثاقه الذی واثقنا به من ولایة ولاة امره و القوام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین. (12)

سپاس خدای را که ما را به این روز گواهی داشت و ما را از مؤمنان و کسانی قرار داد که به پیمان و میثاقی که در باره والیان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا کردیم و ما را از انکارکنندگان و تکذیب کنندگان رستاخیز قرار نداد.

امام رضا(ع) فرمود که، هنگام برخورد با یکدیگر بگویید:

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین(ع) (13) سپاس خدای را که ما را از تمسک کنندان به ولایت امیرمؤمنان(ع) قرار داده است.
تبسم

امام رضا(ع) فرمود: … و هو یوم التبسم فی وجوه الناس من اهل الایمان فمن تبسم فی وجه اخیه یوم الغدیر نظر الله الیه یوم القیامة بالرحمة و قضی له الف حاجة و بنی له فی الجنة قصرا من در بیضاء و نضر وجهه … (14)

روز غدیر روز تبسم به روی مؤمنین است. کسی که در این روز به روی برادر مؤمنش تبسم کند، خداوند، در روز قیامت، نظر رحمت به او می افکند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصری از در سفید برایش بنا می کند و صورتش را زیبا می سازد.
توسعه زندگی

در روز غدیر، باید چهره زندگی عوض شود. همه باید بکوشند برنامه عادی زندگی خود را بر هم زده و آن را با رفتارهایی سخاوتمندانه تر و نشاط انگیزتر بیارآیند تا همگان در همه جا طعم شیرین عید را بچشند و رایحه دل انگیز آن را استشمام کنند. یقینا در صدر توسعه دادن زندگی توسعه مالی قرار دارد. امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذی یزید الله فی مال من عبدالله و وسع علی عیاله و نفسه و اخوانه… (15) .

روز غدیر روزی است که خدای متعال در مال کسی که خدا را عبادت کند و بر خانواده، خویشتن و برادران ایمانی اش توسعه دهد فزونی پدید می آورد.
«ج »جشن گرفتن

امام رضا(ع) در عید غدیر احوال کسان و اطرافیان خود را تغییر داد و وضع تازه ای در آنان ایجاد کرد. (16)
«ح »حمد کردن

پیامبر(ص) فرمود: یکی از سنتها این است که مؤمن، در روز غدیر، صد بار بگوید:

الحمدلله الذی جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع). (17)
«د»دعا

معصومان(ع) پیروانشان را به دعا در روز غدیر سفارش کرده اند. دعاهای ویژه این روز عبارت است از:

1- دعایی که با این جمله آغاز شده است:

اللهم انک دعوتنا الی سبیل طاعتک… . (18)

2- دعایی که در آغاز این عبارت دیده می شود:

اللهم انی اسئلک بحق محمد نبیک و علی ولیک و الشان و القدر الذی خصصتهما دون خلقک… . (19)

این دعا در مفاتیح الجنان ذکر شده است. (20)

3- دعایی که با این جمله آغاز شده است:

اللهم بنورک اهتدیت و بفضلک استغنیت … .

به بحارالانوار، ج 95، ص 318 مراجعه شود.
دید و بازدید

دید و بازدید یکی از آداب روزهای عید و شادی است. این سنت مردم را شادابتر و نام و یاد عید را در دل و ذهنشان ریشه دارتر می کند. اسلام همین سنت را برای عید غدیر در نظر گرفته و آن را مورد تاکید قرار داده است.

امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا و وسع فی قبره، و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک یبشرونه بالجنة. (21)

کسی که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسیع می سازد; هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زیارت کرده، به او بشارت بهشت می دهند.

شایسته است این سنت در روز غدیر، که بزرگترین عیدهاست، اجرا شود تا علاوه بر احیای روز غدیر رشته های الفت و مودت میان مردم محکمتر شود.
«ر»روزه

روزه در روز غدیر، بسیار مستحب است و فضیلتی استثنایی دارد.

امام علی(ع) فرمود: اذا اخلص المخلص فی صومه لقصرت ایام الدنیا عن کفائته. (22)

اگر بنده مخلصی در روزه این روز اخلاص داشته باشد، همه روزهای دنیا توان برابری با آن را ندارد; به عبارت دیگر، اگر کسی تمام روزهای دنیا زنده باشد و همه را روزه دار سپری کند، ثوابش کمتر از ثواب روزه این روز خواهد بود.

نخستین جانشین راستین رسول خدا همچنین فرمود: … و جعل الجزاء العظیم کفاءة عنه. (23)

… خداوند در برابر روزه عید غدیر پاداشی بزرگ نهاده است.

امام صادق(ع) یارانش را به این امر تشویق می کرد و می فرمود:

انی احب لکم ان تصوموه… . (24)

من دوست دارم شما این روز را روزه بگیرید.

آن بزرگوار همچنین می فرمود:

صیام یوم غدیر خم یعدل عندالله فی کل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (25)

روزه روز غدیر خم نزد خداوند،در هر سال، برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.

پیرامون روزه غدیر روایت بسیار وارد شده آنچه ذکر شد از باب نمونه بود.
«ز»زیارت

یکی از اعمال روز غدیر زیارت امیرمؤمنان علی(ع) است.

زیارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممکن است:

1. زیارت در حرم مطهر

امام رضا(ع) به احمد بن محمد بن ابی نصربزنطی فرمود: ای فرزند ابونصر، هر کجا بودی در روز غدیر کنار قبر امیرمؤمنان(ع) حاضر شو! همانا خداوند در این روز گناه شصت سال مرد و زن مؤمن را می آمرزد.

بدرستی که پروردگار در این روز دو برابر آنچه در ماه رمضان شب قدر و شب عید فطر آزاد می کند، می رهاند. (26)

شیوه زیارت آن حضرت را از امام هادی(ع) مرحوم شیخ عباسی قمی(ره) در مفاتیح الجنان روایت کرده است. (27)

2. زیارتهای عمومی

این زیارت، که به حرم مطهر اختصاص ندارد و ارادتمندان ولایت در همه جا می توانند از آن بهره گیرند، دو مورد است:

الف. زیارت امین الله; (28)

ب. زیارت روایت شده از امام صادق(ع). (29)

هر دو زیارت در مفاتیح ذکر شده است.
زینت دادن

آراستن پیکر و آذین بستن خانه، کوچه و بازار، در روزهای عید، عملی رایج است. عیدی در ذهن و دل مردم زنده است که در آن خویش را بیارایند و در و دیوار را آذین بندی کنند.

چون عید غدیر بزرگترین عید است مردم باید در آن، بیش از هر عید دیگر، شادمانی کنند و خود و جامعه را بیارایند. فضیلت این عمل بسیار است، امام رضا(ع) فرمود:

روز غدیر روز زینت است، کسی که برای روز غدیر زینت کند خداوند همه گناهان کوچک و بزرگش را آمرزیده، فرشتگانی به سویش می فرستد تا حسنات او را بنویسند و تا عید غدیر سال بعد بر درجات او بیفزایند. (30)

اهمیت زینت در این روز چنان است که امام رضا(ع) برای گروهی لباسهای نو، انگشتر و کفش فرستاد. (31)
«ش »شادی کردن

امام علی(ع) فرمود: و اظهروا … السرور فی ملاقاتکم (32) ; در برخوردها شادی را آشکار کنید.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدیر روز خوشحالی و شادی است. (33)
شکر گزاری

امام علی(ع) فرمود: در روز غدیر، خدای را بر آنچه به شما ارزانی داشته نعمت ولایت شکر کنید. (34)
«ص »صدقه دادن

روز غدیر یکی از مستحبات مؤکد صدقه دادن است. امام علی(ع) فرمود: الدرهم فیه بمائتی الف درهم (35) ;فضیلت یک درهم، که در روز غدیر داده شود، با فضیلت دویست هزار درهم برابر است.
صلوات فرستادن

امام صادق(ع) فرمود: در روز غدیر، بر محمد و اهل بیتش صلوات بسیار می فرستی. (36)
«ط »طعام دادن

در روز غدیر غذا دادن به مؤمنان اهمیت بسیار دارد، امام صادق(ع) می فرماید: و اطعم اخوانک (37) ; در روز غدیر، برادران دینی ات را اطعام کن.

امام رضا(ع) در فضیلت این عمل فرمود: من اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الانبیاء و الصدیقین (38) ; کسی که مؤمنی را در روز غدیر غذا دهد مانند فردی است که تمام پیامبران و صدیقین را غذا داده است.

اهمیت طعام دادن در این روز به اندازه ای است که امام صادق(ع) روز غدیر را روز اطعام طعام (39) خوانده است.
«ع »عبادت

امام رضا(ع) فرمود:

هو الیوم الذی یزید الله فی مال من عبد فیه… . (40)

غدیر روزی است که خداوند بر مال کسی که در آن عبادت کند، می افزاید … .
عطر زدن

بر اساس برخی از روایات امام صادق(ع) مؤمنان را به استعمال عطر در روز غدیر سفارش کرده است. (41)
عمل صالح انجام دادن

روی ان العمل فیه یعدل ثمانین شهرا و دوی انه کفارة ستین سنة. (42)

روایت شده که کردار نیک در روز غدیر، با عمل هشتاد ماه برابری می کند; و نیز روایت شده که کردار نیک در این روز کفاره شصت سال است.
«غ »غسل کردن

علمای شیعه بر استحباب غسل در روز غدیر اجماع دارند (43) و آن را مستحب مؤکد می دانند. (44) بهتر این است که غسل در اول روز انجام گیرد. (45)
«ق »قضای حوائج مؤمنان

امام صادق(ع) فرمود: واقض حوائج اخوانک (46) ; در عید غدیر حاجتهای برادرانت را برآور!
«ک »کمک کردن

کمک کردن به ضعیفان و نیازمندان پیام ویژه صاحب غدیر برای روز غدیر است; پیامی که به فرمان حضرت(ع) باید دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:

و لیعد الغنی علی الفقیر و القوی علی الضعیف; (47) باید در روز غدیر ثروتمند به تهیدست و توانا به ناتوان کمک کند.
«گ »گذشت و آشتی کردن

چشم پوشی از گناه برادران و برقراری ارتباط دوستانه از دیگر مستحبات روز غدیر شمرده شده است. (48)
گشاده رویی

امام علی(ع) فرمود: و اظهروا البشر فیما بینکم (49) ; با یکدیگر با گشاده رویی برخورد کنید.
«م »مساوات

امام علی(ع) فرمود: و ساووا بکم ضعفائکم (50) ; میان خویش و ضعیفان مساوات ایجاد کنید.
مصافحه

امام علی(ع) فرمود: اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم (51) ; وقتی در روز غدیر یکدیگر را ملاقات کردید به هم دست بدهید و سلام کنید.
مهربانی و عطوفت کردن

امام علی(ع) فرمود: و التعاطف فیه یقتضی رحمة الله و عطفه… . (52)

با یکدیگر عطوفت و مهربانی کردن در روز غدیر، موجب رحمت و عطوفت خدای متعال خواهد شد.
مهمان کردن

امام رضا(ع) در روز غدیر گروهی را برای افطار نزد خود نگاه داشت. (53)
«ن »نماز

1. نماز شب عید غدیر

این نماز دوازده رکعت است. هر دو رکعت یک تشهد دارد و در پایان رکعت دوازدهم باید سلام داد. در هر رکعت، بعد از سوره حمد توحید ده بار و آیة الکرسی یک بار خوانده می شود. در رکعت دوازدهم باید هر یک از حمد و سوره را هفت بار خواند و این ذکر را ده بار در قنوت تکرار کرد: لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر.

در دو سجده رکعت آخر، این ذکر ده بار خوانده می شود:

سبحان من احصی کل شی علمه سبحان من لا ینبغی التسبیح الا له سبحان ذی المن و النعم سبحان ذی الفضل و الطول سبحان ذی العز و الکرم اسالک بمعا قد العز من عرشک و منتهی الرحمة من کتابک و بالاسم الاعظم و کلماتک التامة ان تصلی علی محمد رسولک و اهل بیته الطیبین الطاهرین و ان تفعل بی کذا و کذا [به جای کذا و کذا حاجت خود را [ذکر کند] و سپس بگوید انک سمیع مجیب. (54)

2. نماز روز عید غدیر

نیم ساعت پیش از ظهر غدیر، دو رکعت نماز مستحب است. در هر رکعت بعد از حمد، سوره های توحید، قدر و آیة الکرسی ده بار خوانده می شود. (55)

3. نماز مسجد غدیر

امام صادق(ع) فرمود: یستحب الصلاة فی مسجد الغدیر (56) ; نماز در مسجد غدیر مستحب است.
نیکی و احسان

امام علی(ع) فرمود: تباروا یصل الله الفتکم و البر فیه یثمر المال و یزید فی العمر. (57)

یه یکدیگر نیکی کنید که خداوند الفت میان شما را پایدار می سازد و نیکی در این روز موجب افزایش مال و عمر می شود.

امام صادق(ع) فرمود: … و اکثر برهم. (58)

… در روز غدیر به برادران ایمانی، بسیار نیکی کن.
و»وام گرفتن برای کمک به دیگران

امام علی(ع) فرمود: من استدان لاخوانه و اعانهم فانا الضامن علی الله ان ابقاه قضاه و ان قبضه حمل عنه. (59)

کسی که وام بگیرد تا به برادران مؤمنش کمک کند از سوی خدا ضمانت می کنم که اگر او را زنده نگه داشت، بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت، آن دین از دوش او برداشته شود.

توجه به دو نکته آشکار می سازد که چگونه روز غدیر روزی ویژه به شمار آمده، کمک کردن به دیگران در آن عملی بسیار مهم است.

الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع کار چندان مرغوبی نیست، ولی این کار برای کمک به دیگران مستحب قرار داده شده است.

ب) اسلام حق الناس را بسیار مهم شمرده است، ولی در روایت آمده که اگر وام گیرنده توفیق حیات نیافت، خداوند حق مالی قرض دهنده را از دوش او برمی دارد.
«ه»هدیه دادن

امام علی(ع) فرمود: هبو – او هیئوا – لاخوانکم و عیالکم عن فضله (60) ; از آنچه خدای متعال بر شما ارزانی داشته، به خانواده و برادرانتان ببخشید. (61)

و نیز فرمود: تهادوا نعم الله کما مناکم نعمتهای خداوند را به یکدیگر هدیه کنید همان طور که به شما عطا فرموده است. امام رضا(ع) فرمود: افضل علی اخوانک فی هذا الیوم (62) ; در این روز بر برادرانت بخشش کن.

امام رضا(ع) در این روز برای خانواده گروهی از اصحاب غذا، گندم، لباسهای نو و حتی انگشتر و کفش فرستاد. (63)
همایش

گردهمایی یکی از اعمال و احکام روز غدیر است. این دستور الهی – سیاسی در راستای تقویت ارتباط با ولایت و رهبری الهی و پایبندی به لوازم آن صادر شده است.

علی(ع) فرمود: … واجمعوا یجمع الله شملکم; در روز غدیر، گرد هم آیید تا خداوند امورتان را از نابسامانی و پراکندگی برهاند.

پی نوشتها:

1- المراقبات، میرزا جواد آقای تبریزی، ص 217 و 218.

2- بحارالانوار، ج 95، ص 302.

3- المراقبات، میرزا جواد آقا تبریزی، ص 256.

4- التهذیب، شیخ طوسی، ج 3، ص 143.

5- الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 287.

6- سوره حجرات، آیه 10.

7- مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 1، ص 456.

8- بحارالانوار، مجلسی، ج 95، ص 322.

9- همان، ص 301.

10- المراقبات، ص 260.

11- الغدیر، ص 274.

12- بحارالانوار، ج 95، ص 303.

13- المراقبات، ص 260.

14- همان، ص 257.

15- همان.

16- الغدیر، ج 1، ص 287.

17- بحارالانوار، ج 95، ص 321.

18- المراقبات، ص 255.

19- بحارالانوار، ج 95، ص 319.

20- مفاتیح الجنان، ص 507.

21- المراقبات، ص 257.

22- مصباح المتهجد، ص 702.

23- همان.

24- الغدیر، ص 285.

25- همان، ص 286.

26- التهذیب، ج 6، ص 24.

27- مفاتیح الجنان، ص 659.

28- همان.

29- همان، ص 80.

30- همان، ص 503.

31- المراقبات، ص 257.

32- الغدیر، ج 1، ص 287.

33- همان، ص 284.

34- بحارالانوار، ج ، ص 95.

35- الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 255.

36- المراقبات، ص 262.

37- همان، ص 256.

38- بحارالانوار، ج 95، ص 322.

39- همان، ص 302.

40- همان، ج 95، ص 301.

41- المراقبات، ص 258.

42- التهذیب، ج 1، ص 114.

43- المراقبات، ص 260.

44- تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 98.

45- بحارالانوار، ج 95، ص 302.

46- المراقبات، ص 256.

47- مفاتیح الجنان، ص 511.

48- مصباح المتهجد، ص 702; الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 256.

49- مصباح المتهجد، ص 702; المراقبات، ص 256.

50- همان.

51- همان.

52- الغدیر، ج 1، ص 287.

53- المراقبات، ص 255.

54- التهذیب، ج 3، ص 143.

55- الکافی، ج 4، ص 567.

56- الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 255.

57- بحارالانوار، ج 95، ص 302.

58- مصباح المتهجد، ص 702; المراقبات، ص 256.

59- همان، ص 255.

60- مصباح المتهجد، ص 702.

61- بحارالانوار، ج 97، ص 119.

62- الغدیر، ج 1، ص 287.

63- مصباح المتهجد، ص 702; الغدیر، ج 1، ص 284.